تبليغاتX
مدیریت ایرانی

مدیریت ایرانی

نوشته ها و مقالاتی پیرامون دانش مدیریت

سلام

بورس بالغ و نابالغ:

 

  بالاخره  بعد از کش  و قوسهای فراوان عبده تبریزی دبیر کل بورس اوراق بهادار تهران استعفا داد و دکتر محمد نهاوندیان جای او نشست. عبده تبریزی زمانی بر مسند دبیر کلی بورس ایران تکیه زد که شاخص کل بورس ایران رقمی در حدود 10000 واحد را نشان می داد. دولت کم کم روند خصوصی سازی و واگذاریها را سرعت می بخشید . اکنون هم که عبده می رود شاخص بورس تهران کمی بیشتر از همان 10000 واحد را است و در واقع رشد چندانی را در این دوران نشان نمی دهد.اما این در شرایطی است که چیزی در حدود یک سال پیش بورس تهران شاخص کلی نزدیک بر 14هزار واحد را تجربه می کرد و جالب اینجاست که بسیاری از بحرانهایی که امروزه از آنها به عنوان عوامل تنش زا  و تاثیر گذار بر بورس یاد می شود در آن زمان نیز وجود       داشته اند. سال گذشته و در این روزها ،پرونده هسته ای ایران باز بود و مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری شروع شده بود. پس چرا در عرض یکسال شرایط بدین گونه رقم خورد.

  اگر روزی کودک 3 ساله با گوسفندی روبرو شود سریع واکنش نشان داده و فرار  می کند این در حالیست که هر کدام از ما اگر در شرایط روحی سلامتی قرار داشته باشیم با دیدن همان گوسفند تقریبا هیچ گونه وحشتی به خود راه نمی دهیم چون می دانیم که این موجود هیچ خطری برای ما ایجاد نخواهد کرد. علت این دو رویداد متفاوت تنها و تنها به آگاهی و بلوغ ما بر می گردد که به خاطر تجربه بیشتری که از یک کودک 3 ساله داریم ، می دانیم که خطری متوجه ما نیست. در اینجا موضوع اصلی آگاهی است. آگاهی با اطلاع داشتن متفاوت است . زمانی که ما آگاهانه عملی را انجام می دهیم بدان معنی است که اطلاعاتی را که داریم عاقلانه در تصمیم گیری به کار می بریم.در اینجا اطلاعات نزدیک شدن گوسفند است اما چون ما آگاهیم که یک گوسفند برای ما خطری ندارد پس نمی ترسیم. اما آگاهی امری نیست که به یکباره بوجود آید و مستلزم صرف زمان و کسب تجربه است. چیزی که کودک 3 ساله مثال ما از آن بی بهره است.

  این مثال را زدم تا یک نظر شخصی مطرح کنم و آن هم اینکه تفاوت بورس در ایران( با تمام جوانب و ملزوماتش) در مقایسه با دیگر هم نوعان معروفش در نیویورک ، توکیو، لندن،هنگ کنگ و ...  مانند تفاوت همان بچه 3 ساله با یک انسان بزرگسال است. برای اینکه هین ابتدا شبهه را بر طرف کنم توجه شما را به این مهم جلب می کنم که در این مقایسه اصلا ملاک و معیار ما  جریان و کانالهای منتقل کننده اخبار و اطلاعات نیست( که البته در این زمینه نیز ما نقصهای فراوانی داریم) بلکه تفاوت و نحوه استفاده اطلاعات توسط سهامداران ایرانی با هم نوعانشان در بورسهای مطرح جهان است.)

  گرچه سابقه بورس داری ما ایرانیان به بیش از چهل سال پیش باز می گردد اما رویدادهایی چون انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و تبعات آن کافی بوده است تا از شکل گیری یک فرهنگ منسجم جهت فعالیت در بورس جلوگیری کند. عدم بلوغ کافی  و کم تجربگی فضای بازار و سهامداران و حتی شرکتهایی که در آن حاضرند باعث آن شده است تا آستانه تحمل بازار در برابر فعالیتها و رویداد های محیط پیرامون خود پایین آمده و شاهد واکنشهای غیر معمول و نا متقارن باشیم.اگر سهامداران ، سیاستگزاران متولی بورس و شرکتهای حاضر در آن را به عنوان اصلی ترین تصمیم گیرندگان در بازار بورس تصمیم به بر شماریم آنگاه بسیار واضح است که هیچ تغییری در بورس روی نخواهد داد و حتی در زیر سختترین فشار های بیرونی نیز شاخصها به عنوان عملکرد بورس تغییر چندانی نخواهند داشت، اما عامل اصلی اینجاست که تعدد و تکثر تصمیم گیرندگان به خصوص در طرف سهامداران همیشه و در همه حال به عنوان یکی از مهمترین عوامل نوسانات به حساب آمده است. تکثر و وحدت همیشه در برابر هم قرار دارند و به همین دلیل این خیالی باطل خواهد بود که به این موضوع حتی فکر کنیم که می توان به سادگی نوع و روش تصمیم گیری میلیونها انسان را به سمت و سوی خاص منحرف کنیم.این واقعیتی است که حتی پیشگامان عرصه بورس و بورس داری هم در کشور های صنعتی بدان اذهان داشته اند و در برابر تکثر و تعدد تصمیمات پرچم تسلیم را بر افراشته اند. اما سوال اینست که چگونه این مشکل حل شده است.

 جال اینجاست که جواب در خود سوال نهفته است. مشکل افزایش تعدد و تکثر در تصمیم گیری با کاهش تعدد و تکثر تا حدود بسیاری حل شده است. و این کاهش چگونه صورت گرفته است؟جواب اینست که با کاهش تصمیم گیرندگان. نوعی دموکراسی یا به بیان بهتر انتخاب نماینده در این موقعیت کارگشا بوده است. شرکتهای بزرگ سرمایه گذاری با ورود به عرصه اما با تفاوتهایی  با سهامداران منفرد   در زمینه نوع تصمیو گیری به عنوان نماینده و رابط میان سهامداران و بازار عمل کرده اند. طریقه عمل این شرکتها چندان پیچیده نیست. این شرکتها با ابزار ها و امکانات مالی قدرتمند و تجربه  فراوان و از سوی دیگر توان تحلیل بالای اطلاعات همیشه و در همه حال یک سبد سهام(پرتفلیو) از بهترین سهام به تشخیص خود بر می گزینند و سپس با عرضه این سبد سهام به عنوان یک سهم خاص در بازار مشتریان را به سوی خود جذب می کنند. در این حالت یک سهامدار با خرید سهام یک شرکت سرمایه گذاری در اصل انتفاع یا زیان حاصل از سهام چندین شرکت را به طور همزمان اما در قالب یک بسته خریداری کرده و با برایند قیمتی حاصل از صعود و نزول قیمت سهام گوناگون در این سبد ها سود مشخصی را انتفاع می کند.

  روند روبه رشد اقبال عمومی به شرکتهای سرمایه گذاری در ایالات متحده موفقیت این ایده را به اثبات رسانده است.سرمایه شرکتهای سرمایه گذاری[1] در سال 1948 به 448 میلیون دلار می رسید که همین آمار در انتهای سال 2003 به رقمی در حدود 14 هزار میلیارد دلار رسیده است. از سوی دیگر تعداد این شرکتها که در سال 1980، 546 صندوق بوده است که این رقم در پایان سال 2003 به 8300 صندوق رسیده است.

 خرید سهام صندوقها یا شرکتهای سرمایه گذاری از چندین جهت برای سهامداران خورد می تواند مفید واقع شود.

 

 تصمیم گیری صحیح و مناسب:

 فعالترین سهامداران منفرد بازار بورس هم نمی توانند این ادعا را داشته باشند که بر اطلاعات منتشره بر کل بازار تسلط کافی دارند و از سوی دیگر حتی بر فرض وقوع چنینفرضی نمی توان قبول کرد که تحلیل مناسبی صورت گرفته و به دنبال آن تصمیم گیری کاملا صحیحی روی می دهد. یکی از  ضرب المثلهای شیرین ما ایرانیها   می گوید "هر سری یک عقلی دارد." این در حالی است که در صندوقهای سرمایه گذاری همیشه و در همه حال منابع اطلاعاتی فراوانی از یک سو و از سوی دیگر تشکیلات عریض و طویلی از کارشناسان در یک جا جمع شده اند تا با تحلیل اطلاعات رسیده از      کانالهای گوناگون بهترین انتخاب را صورت دهند.

 

  انتقال کمتر ریسک:

   بهترین محدوده میدانی تنوع بخشی سهام در هر سبد(پرتفلیو)   10 می باشد و بالاتر از آن نمودار ریسک کل افت چندان محصوصی نخواهد داشت. با چنین تنوعی در اکثر موارد افزایش قیمت یک سهم افت سهم دیگر را تا حدود زیادی جبران می کند و بدین ترتیب حتی افت یک سهم ممکن است تاثیر بسیار کمی بر سهامدار شرکت داشته باشد. در این حالت که من اسم آن را نوسانگیری می گذارم سهامدار ان به خصوص سهامداران جزء ریسک کمتری را تقبل خواهند کرد

  استحکام بازار:

  وجود صندوقهای سر مایه گذاری به جو حاکم بر بازار نیز استحکام بیشتری خواهد بخشید. مطمئنا سه یا چهار انسان بالغ در برابر یک گوسفند عکس العملی به مراتب عاقلانه تر نشان خواهند داد تا 1000 بچه 3 ساله.شرکتهای سرمایه گذاری در برابر نوسانات و تنشها همیشه تصمیم عقلا نیتر و کارشناسی تری می گیرند تا سهامداران خرد.این امر از دانش و تجربه و حمایت مستحکمتری که در پس این تصمیم گیریها قرار دارد نشات می گیرد.یک چیزی مثل همان آگاهی که در پس نترسیدن آن انسان بالغ از گوسفند وجود داشت.

 

  راحتی سهامداران خرد:

  سهامداران خرد می توانند با خرید سهام صندوقهای سرمایه گذاری بیشتر فعالیتها و وظایف یک سهامدار را چون گرفتن اطلاعات و تصمیم گیری و خرید و فروش و معاوضه و مبادله را که اتفاقا بسیار وقت گیر می باشند را به کارشناسان صندوقها بسپارند .    البته صندوق نیز با برداشتن مقداری از سود سهام که البته ناچیز است هزینه های خود را پوشش خواهد داد. بدین ترتیب سهامدار می تواند در کنار سهامدار بودن به دیگر فعالیتهای روزمره خود نیز بپردازد و از حضور زیاد وی در تالار بورس جلوگیری    می شود.

البته سهامداران می توانند با تشکیل سبدی شخصی از سهام چندین صندوق که بهتر است بیشتر از 10 نوع نباشد باز هم ریسک خود را کاهش دهند.

 

  اما در پایان معتقدم ذکر چند نکته در باب فعالیت در بورس و فرهنگ سهامداری ضروری به نظر می رسد. اول اینکه بورس یک سیستم و اتفاقا یک سیتم باز         می باشد و بنابراین با محیط پیرامون خود تعامل بالایی دارد. پس این ذهنیت که شکل گیری تراستها و صندوقها خطرات را به کلی کاهش می دهد خیالی باطل است . واقعیتی که افت سهام در بورسی چون نیویورک در  روزی چون جمعه سیاه آن را تایید می کند. سرمایه گذاری در بورس هم چون هر نوع سرمایه گذاری دیگر ریسک مخصوص به خود را دارد که البته در صورت عملکرد صحیح ، منفعت حاصل از آن هم برای سهامدار و هم برای جامعه بسیار بالا خواهد بود.از سوی دیگر زیرساختهای لازم و کافی در جامعه و حمایتها و اعتقاد واقعی سیاستگذاران کلان حکومتی نیز در نتیجه دهی چنین راهبرد هایی تاثیر بسیار خواهد داشت.و در آخر اینکه به بورس نباید به مکانی چون یک بنگاه معاملاتی نگریست . بورس محیطی زنده و اتفاقا پویاست و با عطف بر تئوری سازمانهای یاد گیرنده  هم اتفاقا سازمانی با یاد گیری بسیار بالاست. چنین سازمانی از هر تجربه ای درس می گیرد و با گذشت زمان رشد پیدا می کند و بزرگ و بالغ می شود  . اگر از این کودک 3 ساله به گونه ای صحیح نگهداری و حمایت شود روزی خواهد آمد که نه تنها در برابر گوسفندان که طوفانها و تحولات  هم خواهد ایستاد .

 



[1] - شرکتهای سرمایه گذاری به دو نوع مشترک با سرمایه باز و متغیر (open-end ) و با سرمایه ثابت و بسته ( close-end ) تقسیم می شوند که البته هر دو در زمینه مدیریت پرتفلیوی سهام خود سیاست مشترکی دارند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  | 

  به نام خدا

  عصر مجازى‌ نهايت‌ توسعه‌ و پيشرفت‌ فناورى‌ اطلاعات‌ است‌ و شديدترين‌ موج‌ تغيير را در زندگى‌ بشر سبب‌ شده‌ است. در اين‌ ميان‌ تجارت‌ الکترونيک‌ به‌ عنوان‌ يکى‌ از ضروريات‌ پيشرفت‌ اقتصادى‌ کشورها بيش‌ از همه‌ رخ‌ مى‌نمايد. تجارت‌ الکترونيکى‌ فعاليت‌هاى‌ گوناگونى‌ از قبيل‌ مبادله‌ الکترونيکى‌ کالا و خدمات، تحويل‌ فورى‌ مطالب‌ ديجيتال، انتقال‌ الکترونيکى‌ وجوه، مبادله‌ الکترونيکى‌ سهام، بارنامه‌ الکترونيکي، طرح‌هاى‌ تجاري، طراحى‌ و مهندسى‌ مشترک، منبع‌ يابي، خريدهاى‌ دولتي، بازاريابى‌ مستقيم‌ و خدمات‌ پس‌ از فروش‌ را در بر مى‌گيرد. امروزه‌ ديگر اهميت‌ تجارت‌ الکترونيک‌ به‌ عنوان‌ يکى‌ از ضروريات‌ پيشرفت‌ اقتصادى‌ کشورها نياز به‌ توصيف‌ ندارد.در اين‌ ميان‌ برخى‌ سازمان‌هاى‌ بين‌المللى‌ و از جمله‌ مهم‌ترين‌ آنها، کميسيون‌ حقوق‌ تجارت‌ بين‌الملل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد (1) نسبت‌ به‌ تصويب‌ قوانين‌ مرتبط‌ با ترويج‌ و تسهيل‌ تجارت‌ الکترونيک‌ اقدام‌ نمودند. قانون‌ نمونه‌ آنسيترال‌ در مورد تجارت‌ الکترونيکى‌ (2) در سال‌ 1996 توسط‌ کميسيون‌ حقوق‌ تجارت‌ بين‌الملل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد پذيرفته‌ شد. اين‌ قانون‌ در پاسخ‌ به‌ يک‌ تغيير اساسى‌ در ابزارهاى‌ برقرارى‌ ارتباطات‌ با استفاده‌ از کامپيوتر يا ساير تکنيک‌هاى‌ جديد در انجام‌ تجارت‌ و به‌ عنوان‌ يک‌ نمونه‌ براى‌ کشورها جهت‌ ارزيابى‌ و نوسازى‌ ديدگاه‌ها و رويه‌هاى‌ حقوقى‌ در زمينه‌ روابط‌ تجارى‌ که‌ مستلزم‌ استفاده‌ از کامپيوتر يا ساير تکنيک‌هاى‌ جديد ارتباطى‌ است‌ تهيه‌ شد. پس‌ از پذيرش‌ قانون‌ نمونه‌ آنسيترال‌ در مورد تجارت‌ الکترونيک، کميسيون‌ حقوق‌ تجارت‌ بين‌الملل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد تصميم‌ گرفت‌ تا موضوعات‌ مربوط‌ به‌ امضاى‌ الکترونيکى‌ و مراجع‌ گواهى‌ را در دستور کار خود قرار دهد. اين‌ کميسيون‌ در 5 جولاى‌ 2001، قانون‌ نمونه‌ آنسيترال‌ در مورد امضاهاى‌ الکترونيکى‌ (3) را همراه‌ با راهنماى‌ اجراى‌ قانون‌ مورد تصويب‌ قرار داد تا براى‌ دولت‌هايى‌ که‌ با سيستم‌هاى‌ اقتصادي، اجتماعى‌ و حقوقى‌ مختلف‌ جهت‌ توسعه‌ روابط‌ اقتصادى‌ بين‌المللى‌ اقدام‌ مى‌کنند، استفاده‌ از امضاهاى‌ الکترونيکى‌ را در يک‌ روش‌ قابل‌ قبول‌ تسهيل‌ نمايد.وجه‌ مشترک‌ بيشتر نظام‌هاى‌ حقوقى‌ و نيز قوانين‌ نمونه‌ و ارشادى‌ که‌ در اين‌ باره‌ تصويب‌ شده‌ است‌ مبتنى‌ بر «نوشته» دانستن‌ «داده‌ پيام» و منع‌ عدم‌ پذيرش‌ «داده‌ پيام» به‌ صرف‌ شکل‌ و قالب‌ آن‌ است. ضمن‌ اين‌ که‌ قواعدى‌ براى‌ تضمين‌ اصالت، صحت‌ و در مجموع‌ قابل‌ اعتماد ساختن‌ دليل‌ الکترونيکى‌ تنظيم‌ شده‌ است.

با ذکر اين‌ مقدمه‌ اشاره‌ مى‌نماييم‌ يکى‌ از مسايل‌ مهم‌ موجود نحوه‌ انجام‌ معاملات‌ الکترونيک‌ در بورس‌ اوراق‌ بهادار است. براساس‌ همين‌ اهميت‌ است‌ که‌ بند (ب) ماده‌ 15 قانون‌ برنامه‌ چهارم‌ توسعه‌ اقتصادي، اجتماعى‌ و فرهنگى‌ جمهورى‌ اسلامى‌ ايران، مقرر داشته‌ است‌ «شوراى‌ بورس‌ موظف‌ است‌ نسبت‌ به‌ طراحى‌ و راه‌اندازى‌ شبکه‌ ملى‌ داد و ستد الکترونيک‌ اوراق‌ بهادار در چارچوب‌ نظام‌ جامع‌ پرداخت‌ و تدوين‌ چارچوب‌ تنظيمى‌ و نظارتى‌ و ساز و کار اجرايى‌ آن‌ اقدام‌ نمايد». در حال‌ حاضر تنها سند خاصى‌ که‌ در اين‌ مورد وجود دارد دستورالعمل‌ اجرايى‌ سفارش‌هاى‌ الکترونيکى‌ اوراق‌ بهادار پذيرفته‌ شده‌ در بورس‌ اوراق‌ بهادار تهران، مصوب‌ 14/9/1383 است‌ که‌ على‌ الاصول‌ با توجه‌ به‌ اختصارش‌ بايد با عنايت‌ به‌ قانون‌ تجارت‌ الکترونيک‌ مصوب‌ 17/10/1382 مجلس‌ شوراى‌ اسلامى‌ و ساير قوانين‌ مرتبط‌ نگريسته‌ شود. براساس‌ اين‌ دستورالعمل‌ جهت‌ انجام‌ معاملات‌ الکترونيک‌ لازم‌ است‌ ابتدا توافقنامه‌اى‌ به‌ منظور انجام‌ خريد و فروش‌ الکترونيکى‌ سهام‌ ميان‌ کارگزار و مشترى‌ امضا و مبادله‌ شود. جهت‌ سهولت‌ کار و ايجاد وحدت‌ رويه‌ متن‌ اين‌ قرار داد از سوى‌ سازمان‌ بورس‌ تهيه‌ و در اختيار کارگزارى‌ها قرار داده‌شده‌ است. حدود اختيارات، وظايف‌ و مسووليت‌هاى‌ مشترى‌ و کارگزار در اجراى‌ سفارش‌ خريد يا فروش‌ الکترونيکى‌ سهام‌ بر اساس‌ آيين‌ نامه‌ معاملات‌ بورس‌ و توافقنامه‌ فوق‌ الذکر و البته‌ مقررات‌ عمومى‌ خريد و فروش‌ الکترونيکى‌ مى‌باشد. على‌ الاصول‌ خريد و فروش‌ الکترونيکى‌ سهام‌ نه‌ ماهيت‌ معامله‌ بلکه‌ شکل‌ آن‌ را تغيير مى‌دهد، فلذا قواعدى‌ که‌ در خريد و فروش‌ سنتى‌ سهم‌ لازم‌ الرعايه‌ مى‌باشند، بايد در خريد و فروش‌ الکترونيکى‌ نيز لحاظ‌ شوند. با اين‌ حال، آنجا که‌ قواعد سنتى‌ در روشن‌ ساختن‌ قواعد خريد و فروش‌ الکترونيک‌ سهم‌ وافى‌ به‌ مقصود نيست‌ قواعد قانون‌ تجارت‌ الکترونيک، دستورالعمل‌ اجرايى‌ سفارش‌هاى‌ الکترونيکى‌ بورس‌ اوراق‌ بهادار و توافقنامه‌ مورد قبول‌ دو طرف، به‌ کمک‌ مى‌آيد. براساس‌ دستورالعمل‌ ياد شده، کارگزارى‌ که‌ با سفارش‌ الکترونيکى‌ به‌ خريد يا فروش‌ اقدام‌ مى‌نمايد، مکلف‌ است‌ قبل‌ از انجام‌ معامله‌ و در جريان‌ امضاى‌ توافقنامه، هويت‌ مشترى‌ را احراز نموده‌ و تصوير معتبرى‌ از مدارک‌ هويت‌ وى‌ و يا اطلاعات‌ شناسنامه‌اى‌ مشترى‌ را اخذ کند و در هر حال‌ مسووليت‌ احراز هويت‌ مشترى‌ و مطابقت‌ شخص‌ متقاضى‌ با مشخصات‌ اعلام‌ شده‌ بر عهده‌ کارگزار مى‌باشد. ظاهر اين‌ بند چنين‌ است‌ که‌ جهت‌ احراز هويت‌ و امضاى‌ توافقنامه، حداقل‌ براى‌ يک‌ بار مواجهه‌ حضورى‌ مشترى‌ باکارگزار ضرورى‌ است. با اين‌ حال‌ به‌ نظر مى‌رسد از آنجا که‌ در هر حال‌ مسووليت‌ احراز هويت‌ مشترى‌ و مطابقت‌ شخص‌ متقاضى‌ با مشخصات‌ اعلام‌ شده‌ بر عهده‌ کارگزار مى‌باشد، چنانچه‌ توافقنامه‌ موضوع‌ دستورالعمل، به‌ طور مقتضى‌ به‌ شکل‌ الکترونيکى‌ و با امضاى‌ الکترونيکى‌ عادى‌ منعقد شود نيازى‌ به‌ حضور فيزيکى‌ مشترى‌ نخواهد بود.
 
  این مطلب به نقل از روزنامه فرهنگ آشتی در یکی دو ماه پیشه که دوست خوبم آقای محمد سلطانی نویسنده آن می باشند (البته اگر اشتباه نکنم موضوع پایانامه ارشدشون هم در همین زمینه می باشد و به همین دلیل جهت اظهار نظر در زمینه یاد شده صاحب حق ویژه می باشند). اتفاقا قراره که هفته آینده چند دقیقه ای از اوقات شریف درس مدیریت مالی رو هم استاد گرامیمان به مباحث جاری بورس و آش شعله قلمکار فعلی که درست شده و هر آشپزی که می رسه یه چیزی به اون اضافه می کنه اختصاص بدهند . حرفهای آن جلسه را هم جمع و جور می کنم و با نظرات شخصیم قاطی می کنم و حاصل را به شما تقدیم خواهم کرد . امیدست که شما را مقبول افتد
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  | 

مديريت اقتضايي

 

 

   نكته جالب در دانش مديريت آن است كه نزديك به يك قرن پس از شكل گيري منسجم و رسمي اين دانش در جهان و آمد و رفت قضايا و نظريه هاي گوناگون در اين زمينه اكنون دانشمندان اذعان مي كنند كه براي مديريت بر يك سازمان  حتي نمي توان بر دقيقترين و پيچيده ترين پژوهشهاي صورت گرفته در سازمانهاي مشابه نيز به عنوان راه حل قطعي و مناسب جهت پياده سازي با هدف كسب نتيجه مناسب اتكا كرد. دور نيست زماني كه مطرح شد ف . تيلور[1] براي يافتن بهترين و استاندارد ترين قدم عرض ايالات متحده را پيمود . چنين مثلي زماني عنوان شد كه تفكر استاندارد كردن همه چيز ذهنيت و عملكرد همگان را در دنياي صنعتي تسخير كرده بود . اما رفته رفته و با گذشت زمان و با بروز اعتراضاتي فراگير در جامعه ( جامعه شناسان شكل گيري سنديكاهاي كارگري راحاصل از رويكرد توليد محور در سازمانها مي دانند) انسان به عنوان اساسي ترين عنصر در فرايند توليد در آن زمان پا به عرصه وجود گذارد[2]. بدون آنكه قصد بازگويي دوباره فرايند شكل گيري دانش مديريت راداشته باشم بايد به اين نكته اشاره كنم كه راهبرد هاي طرح شده در زمينه و محيطي صنعتي و براي كارگران توليدي ديگر پاسخ گوي سازمانهاي بروكراتيك و خدماتي  جديد نبود و بدين گونه رفته رفته زمينه جهت تحقيق و پژوهش دانشمندان در زمينه هاي جديد علم مديريت مطرح شد.

 تفكر اقتضايي واژه اي كه بسيار در طول تاريخ با ياري انسان شتافته است و واقعيتي است كه شايد امروزه و بيش از هر واژه ديگري بتواند توجيه كننده عمكرد انسان امروزي باشد. اقتضاء علم را در عرصه مديريت نرم كرد و در بسياري از موارد نجات دهنده علم و به تبع آن پژوهش و تحقيق در عرصه مديريت گرديد. گاهي اوقات به اين نكته مي انديشم كه آيا به واقع طرح ديدگاه اقتضايي در دانش مديريت باعث نزول جايگاه علمي اين رشته  نشده است. آيا مي توان ادعا كرد كه طرح ديدگاه اقتضايي در دانش مديريت باعث برون رفت آن از بسياري از بن بست هاي علمي شده است يا نه از سوي ديگر اندك ( در مقايسه با برخي رشته هاي تجربي) داشته هاي زيربنايي اين عرصه را نيز با چالش كشيده است. شايد گروهي نيز پاي فلسفه را به اين قضيه نيز باز كنند و با طرح گرايشي چون فلسفه مديريت قصد داشته باشند در مقام پاسخگويي به اين دست موضوعات نيز برايند اما نظر من به شخصه اينست كه دانش مديريت با روي آوردن به ديدگاه اقتضايي مسير خود را جهت ادامه راه باز نگاه داشت. حال سوال اساسي اينست اين ره پيمايي تا چه زماني ادامه خواهد يافت. مطمئنا چالشها و فراز و فرود هاي آينده هر چه بهتر و مشخص تر بدين سوالات پاسخ خواهد داد. اما به هر روي بهترين جايگاه و عرصه جهت كار آزمايي شاخه هاي ديگر علم چون روانشناسي و سياست و اقتصاد و فلسفه و جامعه شناسي را رشته اي به نام مديريت فراهم كرده است. عرصه مديريت بهترين جايگاه جهت كاربرد نظريات و تحقيقات ناب اين علوم و گرفتن بازخورد و اصلاح آنها مي باشد. اينگونه است كه مطرح ترين نظريات مديريت از جانب فلاسفه بزرگي چون وبر[3] و فالت[4]و يا اقتصاد داناني چون ادام اسميت[5] مطرح شده است . البته امروزه گروههاي تخصصي به رويكرد روش سازي در زمينه اداره سازمانها روي آورده اند و شاهديم كه روشهاي جديد عموما از سوي گروهها و نه افراد مطرح مي شوند. به عبارت ديگر نياز به رفع مشكلها عرصه را جهت طرح راه حلهاي تجربي و امتحان شده به جاي نظرات و تئوريهاي آزمايش نا شده  فراهم كرده است.

 

  قصد دارم در فرصتي مقتضي كمي هم با شما در مورد واژه اي به نام مديريت ايراني صحبت كنم. راستي تا به حال به اين قضيه فكر كر ده ايد ...



[1] - F.teylor

[2] - اشاره به مديريت انسان مابانه  و دانشمنداني چون مايو

[3] - M.weber

[4] - M.P.fallett

[5] -A.smith

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  | 

تحقيقات ملي و نون شب مردم و آنفو لانزاي مرغي!!!

 

 

   زماني چندين سال پيش در جايي خواندم كه يكي از مسئولين وقت در واكنش به اختصاص بودجه براي يك پروژه تحقيقاتي گفته بود كه پول خرج كردن در اين كار (پروژه تحقيقاتي) مثل آن است كه پول مردم را صرف پژوهش روي سبك غار و غار كردن كلاغ ها كنيم در حالي كه مردم نان ندارند بخورند. شايد آن زمان اگر به آن عزير ياد آوري مي شد كه سهم تحقيقات از توليد ناخالص ملي برخي از كشورها به 4% هم  مي رسد ( در برابر سهم 35 صدم درصدي سهم تحقيقات از GNP در ايران) و برخي كشورها مانند انگليس و استراليا و آمريكا گاها ميليونها دلار پول صرف طرح هاي تحقيقاتي خود در ايستگاههاي قطب جنوب هزاران كيلومتر دورتر از خاك سرزمينيشان مي كنند. در مثالي واضح و ملموستر شايد تا همين دو يا سه ماه پيش هم اين مهم كه پرنده ها چگونه و به كجا و در چه مسيري هر ساله در كره زمين مهاجرت مي كنند اهميت چنداني براي كسي نداشت و نتايج تحقيقات صورت گرفته در آن حوزه هم بيش از يك فيلم مستند يا يك اخبار ساده مجال انعكاس نمي يافت تا اينكه با بروز بحران انتشار ويروس آنفولانزاي مرغي در سطح جهان و شناسايي پرندگان مهاجر به عنوان عاملان انتشار آن و كشورهاي ميزبان آن پرندگان به عنوان قربانيان اصلي اين ويروس ، فهميدن محل خواب و اسكان حتي يك شبه و ميان راهي اين پرندگان در بسياري از كشور ها در حد يك موضوع مرتبط با امنيت ملي و حتي واجب تر از آب و نون مردم مطرح شده است. شايد اگر آن مسئول محترم  لازم   مي شد آن روز در زمينه اين موضوع هم اظهار نظر كنند ، مي گفتند كه در حالي كه بسياري از خا نواده هاي ما شبها سر گرسنه سر بر بالين مي گذارند( كه البته به نظر من موضوع مهمي هم است) چه اهميت دارد كه لك لكهاي روسي شبها در ايران كجا مي خوابند يا درناهاي خاكستري در زمستانهاي خشك كوير ميقان اراك شب را به صبح نمي رسانند.

   سرتان را درد نياورم از همه اين واقعيتها كه بگذريم نبايد از اين واقعيت چشم بپوشيم كه تحقيق و پژوهش در همه زمينه ها يكي اساسي ترين راهها جهت توليد علم و بومي سازي آن مي باشد. و بايد نگاهمان را از اين حوزه تغيير داده و توليد و چاپ پژوهشهاي علمي را تنها وسيله اي براي كسب نمره يا چاپ در مجلات مطرح بين المللي و ارتقاء در هيئت علمي و يا كسب نمره ندانيم و ديدگاهي كاربردي و بهره ورانه به اينگونه فعاليتها داشته باشيم. اين در حالي است كه تحقيق و پژوهش بويژه در حوزه علوم انساني در كشور ما از ضعف بسيار زيادي رنج مي برد.

   نمي دانم شايد يك روز بشريت به توانايي و قابليت حمل بارهاي بسيار سنگين توسط مورچه ها و فهم علت آن نياز پيدا كند گرچه هم اكنون باز هم به نظر  مي رسد كه از ديدگاه خيليها تنها و تنها دغدغه تهيه نون شب مردم اهميت دارد. دو سه روزي بود كه به اين قضيه فكر مي كردم و گفتم شايد جالب باشه با شما هم مطرح كنم.نظر شما چيه؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  | 

كاهش نرخ تسهيلات بانكي و ابزار ها :

 

  ترديدي نيست كه سرمايه مالي يكي از اساسي ترين پايه هاي آغاز هر فعاليت توليدي – اقتصادي است و تامين مالي  هميشه و در همه حال يكي از ابزارهاي اصلي تمامي دو لتها جهت رونق اشتغال و توليد بوده است.

  مي دانيد كه ابزار هاي مالي فراواني جهت تامين مالي از سوي مديريان و بر نامه ريزان در رده هاي گوناگون مورد استفاده قرار مي گيرد كه از مهمترين آنها   مي توان به انتشار اوراق قرضه و انتشار سهام عادي و ممتاز و همچنين وامهاي بانكي اشاره كرد. يكي از شعار هاي كليدي دولت نهم كاهش نرخ تسهيلات بانكي با هدف حمايت از توليد و كسب و كار هاي كوچك و به دنبال آن افزايش اشتغال بود. البته ظاهر چنين تصوير رويكردي بسيار سازنده در ذهن متبادر مي سازد . اين در حالي است كه در حال حاضر نيز به علت برخي نارسايي ها در بازار هاي مالي كشور و همچنين شرايط محيطي حاكم بر اقتصاد ايران در يافت وام جزء مهمترين و رايجترين ابزار هي انتخابي سرما يه گذاران به حساب مي آيد.

  اما سوال اينست كه اساسا نرخ سود تسهيلات بانكي چگونه تعيين مي شود. به نظر مي رسد كه در اقتصاد هاي آزاد و شناور نر خ وامها و نرخ تورم به معناي ميزان هزينه وارده بر پول با گذشت زمان (كاهش ارزش پول) ارتباط مستقيم دارد. بانكها با اعطاي تسهيلات براي مدت مورد توافق درصدي را اضافه بر مبلغ اوليه از مشتريان خود دريافت مي كنند تا علاوه بر جبران كاهش نرخ پول خود هزينه هاي خود را نيز جبران كرده و مبلغي نيز سود آوري داشته باشند. پس پوشش نرخ تورم ، جبران هزينه ها ، و سود آوري سه بخش اصلي و تعيين كننده نرخ تسهيلات بانكي را تشكيل مي دهند. در اقتصادي رقابتي متشكل از تعدادي وام دهنده نرخ تورم براي همه  گزينه ها ثابت است و پارامتر هاي رقابتي در چنين بازاري براي جذب مشتري جبران هزينه ها و ميزان علاقه به سود آوري تعيين كننده مي باشند. اما اقتصاد ايران، اقتصادي دولتي و بانكهاي آن هم بانكهايي دولتي و دامنه انتخاب مشتريان محدود و گاها تك گزينه اي است . پس بدين ترتيب وامدهنده هيچگونه احساس خطري از جانب رقبا ياحتمالي احساس نمي كند و بدين ترتيب تلاشي جهت كاهش نرخ هزينه ها و ميل به سود آوري از خود نشان نمي دهد.

  برنامه ريزان اقتصادي كابينه نهنم مهمترين استراتژي را براي كاهش نرخ هزينه هاي بانكها افزايش بهره وري سيستم بانكي اعلام نموده اند. تا اينجاي كار مشكلي وجود ندارد . اما مسئله زماني مشخص مي شود كه ما با رشد منفي بهره وري در كشور در سال جاري و از سوي ديگر بانكداري غير رقابتي و همچنين سيستم بانكي قديمي و غير پويا بر خورداريم . با وجود افزايش حجم پول در كشور بانكها به عنوان كانالها و متولي مديريت منابع مالي و نقدينگي در دست مردم در غياب رقيب خود يعني بورس و بخش توليد از رشد و بهينه سازي مناسبي بر خوردار نشده اند. البته ترديدي نيست كه ساختمان بانكها بزرگتر و شيكتر و گاها تماما شيشه اي شده اند. حتي در    شعبه ها هم دستگاههاي ديجيتالي زياد به چشم مي خورد . گوشه كناري هم دستگاههاي ATM به چشم مي خورد اما از سوي ديگر يك ايراني هنوز هم براي پرداخت قبوض خود يا مثلا پرداخت مبلغ تعويض دفتر چه بيمه خود بايد ساعت ها وقت خود را در صف بانك بگذراند. مراجعات زياد بانكها را جهت پاسخگويي مجبور به توسعه سخت افزاري و عرضي (نه نرم افزاري و عمقي) نموده است. بدين ترتيب با بزرگ شدن بدنه سازمان هزينه ها نيز رو به فزوني گذارده و بود جه ها به جاي هدايت بسوي بخشهاي تحقيق و توسعه به سمت هزينه هاي جاري روي نموده است.   بانكداري الكترونيكي هنوز هم در ايران چيزي بيش از يك رويا نيست . در يك شعبه بانكي تنها جهت واريز پول گاها تا مبلغ صد ها هزار تومان از سوي مشتريان در طي روز فقط و فقط صرف هزينه مصرف كاغذ فيشها و حواله جات مي شود. اين در حالي است كه در برخي نقاط كشور هستند شعبه هاي بانكهايي كه گاها در طول يك روز كاري هزينه بسيار بيشتري در مقايسه با سر مايه در گردش آن به سيستم وارد    مي كنند.

  با اين اوصاف به نظر مي رسد دولت محترم اگر و تنها اگر قصد كاهش هزينه هاي نظام بانكي را مدنظر داشته باشد با چالشي بزرگ روبروست . بدين ترتيب دولت بايد با به كار بردن ابزار ها و رويكردهاي نوين بانكداري از جمله توسعه دانش بانكداري در كشور ايجاد زير ساختهاي لازم جهت بانكداري الكترونيكي و از همه مهمتر خصوصي كردن بانكها و تقويت فضاي رقابتي در جهت نيل به هدف افزايش بهره وري در بانكها به صورت غير مستقيم اقدام نمايد.

  در نوشته هاي بعدي تلاش خواهم كرد تا به بررسي جنبه هاي ديگر اين سياست بپردازم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  | 

 

 

خانه به خانه دیدمت

همچو فسانه دیدمت

با تو ستاره می شوم

با تو ستاره می شوم

 

 

به نام خدا

 

   اي مردم در روزگاري كينه توز ، و پر از ناسپاسي و كفران نعمتها ، صبح كرده ايم، كه نيكوكار بدكار به شمار آيد، و ستمگر بر تجاوز و سركشي خود مي افزايد. نه از آنچه مي دانيم بهره مي گيريم و نه از آنچه نمي دانيم ، مي پرسيم و نه از حادثه مهمي تا بر ما فرود آيد مي ترسيم.

 

  در اين روزگاران مردم چهار گروهند:

گروه اول اگر دست به فساد نمي زنند، براي اين است كه ، روحشان ناتوان، شمشيرشان كند و امكانات مالي در اختيار ندارند.

 

گروه ديگر ، آنكه شمشير كشيده شر و فسادشان را آشكار  كرده اند، لشكر هاي پياده و سواره خود را گرد آورده ، و خود آماده كشتار ديگرانند.دين را براي به دست آوردن مال دنيا تباه كرده اند ، كه يا رئيس و فرمانده گروهي شوند، يا به منبري فرو رفته و خطبه بخوانند.چه بد تجارتي كه دنيا را بهاي جان خود بداني ، و به آنچه در دست خداست معاوضه نمايي.

 

گروهي ديگر، با اعمال آخرت ، دنيا را طلب مي كنند و با اعمال دنيا در پي كسب مقامهاي معنوي آخرت نيستند، خود را كوچك و متواضع نشان مي دهند.گامها را رياكارانه و كوتاه بر مي دارند ، دامن خود را جمع كرده ، خود را همانند مومنان واقعي مي آرايند و  پوشش الهي را وسيله نفاق و دورويي و دنيا طلبي خود قرار مي دهند.

 

و گروهي ديگر با پستي و ذلت و فقدان امكانات ، از دست آوردن قدرت محروم مانده اند. كه خود را به زيور قناعت آراسته . لباس زاهدان پوشيده اند. اينان هرگز ، در هيچ زماني از شب و روز ، از زاهدان راستين نبوده اند.

 

در اين ميان گروه اندكي مانده اند ، كه ياد قيامت چشمهايشان را بر همه چيز فرو بسته ،و ترس رستاخيز، اشكهايشان را جاري ساخته،برخي از آنها از جامعه رانده شده،و تنها زندگي مي كنند، و برخي ديگر ترسان و سركوب شده و يا لب فرو بسته و سكوت اختيار كرده اند.، بعضي مخلصانه همچنان مردم را به سوي خدا دعوت مي كنند، و برخي ديگر گريان و درناكنند كه تقيه و خويشتن داري آنها را از چشم مردم انداخته است، و ناتواني وجودشان را فرا گرفته گويا در درياي نمك فرو رفته اند، دهن هايشان بسته، قلبهايشان مجروح است، آنقدر نصيحت كرده اند كه خسته شده اند، از بس كه سركوب شده اند ناتوانند و چندان كه كشته داده اند ، انگشت شمارند.

 

  اي مردم بايد دنياي حرام در چشماننتان از پر كاه خشكيده و تفا له هاي قيچي شده دام داران،بي ارزشتر باشد، از پيشينيان خود پند گيريد پيش از آنكه آيندگان از شما پند گيرند، اين دنياي فاسد و نكوهش شده را رها كنيد ، زيرا مشتاقان شيفته تر از شما را رها كرد.

 

                                                                                     خطبه 32 نهج البلاغه علي (ع)     

   

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  |