سلام
بورس بالغ و نابالغ:
بالاخره بعد از کش و قوسهای فراوان عبده تبریزی دبیر کل بورس اوراق بهادار تهران استعفا داد و دکتر محمد نهاوندیان جای او نشست. عبده تبریزی زمانی بر مسند دبیر کلی بورس ایران تکیه زد که شاخص کل بورس ایران رقمی در حدود 10000 واحد را نشان می داد. دولت کم کم روند خصوصی سازی و واگذاریها را سرعت می بخشید . اکنون هم که عبده می رود شاخص بورس تهران کمی بیشتر از همان 10000 واحد را است و در واقع رشد چندانی را در این دوران نشان نمی دهد.اما این در شرایطی است که چیزی در حدود یک سال پیش بورس تهران شاخص کلی نزدیک بر 14هزار واحد را تجربه می کرد و جالب اینجاست که بسیاری از بحرانهایی که امروزه از آنها به عنوان عوامل تنش زا و تاثیر گذار بر بورس یاد می شود در آن زمان نیز وجود داشته اند. سال گذشته و در این روزها ،پرونده هسته ای ایران باز بود و مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری شروع شده بود. پس چرا در عرض یکسال شرایط بدین گونه رقم خورد.
اگر روزی کودک 3 ساله با گوسفندی روبرو شود سریع واکنش نشان داده و فرار می کند این در حالیست که هر کدام از ما اگر در شرایط روحی سلامتی قرار داشته باشیم با دیدن همان گوسفند تقریبا هیچ گونه وحشتی به خود راه نمی دهیم چون می دانیم که این موجود هیچ خطری برای ما ایجاد نخواهد کرد. علت این دو رویداد متفاوت تنها و تنها به آگاهی و بلوغ ما بر می گردد که به خاطر تجربه بیشتری که از یک کودک 3 ساله داریم ، می دانیم که خطری متوجه ما نیست. در اینجا موضوع اصلی آگاهی است. آگاهی با اطلاع داشتن متفاوت است . زمانی که ما آگاهانه عملی را انجام می دهیم بدان معنی است که اطلاعاتی را که داریم عاقلانه در تصمیم گیری به کار می بریم.در اینجا اطلاعات نزدیک شدن گوسفند است اما چون ما آگاهیم که یک گوسفند برای ما خطری ندارد پس نمی ترسیم. اما آگاهی امری نیست که به یکباره بوجود آید و مستلزم صرف زمان و کسب تجربه است. چیزی که کودک 3 ساله مثال ما از آن بی بهره است.
این مثال را زدم تا یک نظر شخصی مطرح کنم و آن هم اینکه تفاوت بورس در ایران( با تمام جوانب و ملزوماتش) در مقایسه با دیگر هم نوعان معروفش در نیویورک ، توکیو، لندن،هنگ کنگ و ... مانند تفاوت همان بچه 3 ساله با یک انسان بزرگسال است. برای اینکه هین ابتدا شبهه را بر طرف کنم توجه شما را به این مهم جلب می کنم که در این مقایسه اصلا ملاک و معیار ما جریان و کانالهای منتقل کننده اخبار و اطلاعات نیست( که البته در این زمینه نیز ما نقصهای فراوانی داریم) بلکه تفاوت و نحوه استفاده اطلاعات توسط سهامداران ایرانی با هم نوعانشان در بورسهای مطرح جهان است.)
گرچه سابقه بورس داری ما ایرانیان به بیش از چهل سال پیش باز می گردد اما رویدادهایی چون انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و تبعات آن کافی بوده است تا از شکل گیری یک فرهنگ منسجم جهت فعالیت در بورس جلوگیری کند. عدم بلوغ کافی و کم تجربگی فضای بازار و سهامداران و حتی شرکتهایی که در آن حاضرند باعث آن شده است تا آستانه تحمل بازار در برابر فعالیتها و رویداد های محیط پیرامون خود پایین آمده و شاهد واکنشهای غیر معمول و نا متقارن باشیم.اگر سهامداران ، سیاستگزاران متولی بورس و شرکتهای حاضر در آن را به عنوان اصلی ترین تصمیم گیرندگان در بازار بورس تصمیم به بر شماریم آنگاه بسیار واضح است که هیچ تغییری در بورس روی نخواهد داد و حتی در زیر سختترین فشار های بیرونی نیز شاخصها به عنوان عملکرد بورس تغییر چندانی نخواهند داشت، اما عامل اصلی اینجاست که تعدد و تکثر تصمیم گیرندگان به خصوص در طرف سهامداران همیشه و در همه حال به عنوان یکی از مهمترین عوامل نوسانات به حساب آمده است. تکثر و وحدت همیشه در برابر هم قرار دارند و به همین دلیل این خیالی باطل خواهد بود که به این موضوع حتی فکر کنیم که می توان به سادگی نوع و روش تصمیم گیری میلیونها انسان را به سمت و سوی خاص منحرف کنیم.این واقعیتی است که حتی پیشگامان عرصه بورس و بورس داری هم در کشور های صنعتی بدان اذهان داشته اند و در برابر تکثر و تعدد تصمیمات پرچم تسلیم را بر افراشته اند. اما سوال اینست که چگونه این مشکل حل شده است.
جال اینجاست که جواب در خود سوال نهفته است. مشکل افزایش تعدد و تکثر در تصمیم گیری با کاهش تعدد و تکثر تا حدود بسیاری حل شده است. و این کاهش چگونه صورت گرفته است؟جواب اینست که با کاهش تصمیم گیرندگان. نوعی دموکراسی یا به بیان بهتر انتخاب نماینده در این موقعیت کارگشا بوده است. شرکتهای بزرگ سرمایه گذاری با ورود به عرصه اما با تفاوتهایی با سهامداران منفرد در زمینه نوع تصمیو گیری به عنوان نماینده و رابط میان سهامداران و بازار عمل کرده اند. طریقه عمل این شرکتها چندان پیچیده نیست. این شرکتها با ابزار ها و امکانات مالی قدرتمند و تجربه فراوان و از سوی دیگر توان تحلیل بالای اطلاعات همیشه و در همه حال یک سبد سهام(پرتفلیو) از بهترین سهام به تشخیص خود بر می گزینند و سپس با عرضه این سبد سهام به عنوان یک سهم خاص در بازار مشتریان را به سوی خود جذب می کنند. در این حالت یک سهامدار با خرید سهام یک شرکت سرمایه گذاری در اصل انتفاع یا زیان حاصل از سهام چندین شرکت را به طور همزمان اما در قالب یک بسته خریداری کرده و با برایند قیمتی حاصل از صعود و نزول قیمت سهام گوناگون در این سبد ها سود مشخصی را انتفاع می کند.
روند روبه رشد اقبال عمومی به شرکتهای سرمایه گذاری در ایالات متحده موفقیت این ایده را به اثبات رسانده است.سرمایه شرکتهای سرمایه گذاری[1] در سال 1948 به 448 میلیون دلار می رسید که همین آمار در انتهای سال 2003 به رقمی در حدود 14 هزار میلیارد دلار رسیده است. از سوی دیگر تعداد این شرکتها که در سال 1980، 546 صندوق بوده است که این رقم در پایان سال 2003 به 8300 صندوق رسیده است.
خرید سهام صندوقها یا شرکتهای سرمایه گذاری از چندین جهت برای سهامداران خورد می تواند مفید واقع شود.
تصمیم گیری صحیح و مناسب:
فعالترین سهامداران منفرد بازار بورس هم نمی توانند این ادعا را داشته باشند که بر اطلاعات منتشره بر کل بازار تسلط کافی دارند و از سوی دیگر حتی بر فرض وقوع چنینفرضی نمی توان قبول کرد که تحلیل مناسبی صورت گرفته و به دنبال آن تصمیم گیری کاملا صحیحی روی می دهد. یکی از ضرب المثلهای شیرین ما ایرانیها می گوید "هر سری یک عقلی دارد." این در حالی است که در صندوقهای سرمایه گذاری همیشه و در همه حال منابع اطلاعاتی فراوانی از یک سو و از سوی دیگر تشکیلات عریض و طویلی از کارشناسان در یک جا جمع شده اند تا با تحلیل اطلاعات رسیده از کانالهای گوناگون بهترین انتخاب را صورت دهند.
انتقال کمتر ریسک:
بهترین محدوده میدانی تنوع بخشی سهام در هر سبد(پرتفلیو) 10 می باشد و بالاتر از آن نمودار ریسک کل افت چندان محصوصی نخواهد داشت. با چنین تنوعی در اکثر موارد افزایش قیمت یک سهم افت سهم دیگر را تا حدود زیادی جبران می کند و بدین ترتیب حتی افت یک سهم ممکن است تاثیر بسیار کمی بر سهامدار شرکت داشته باشد. در این حالت که من اسم آن را نوسانگیری می گذارم سهامدار ان به خصوص سهامداران جزء ریسک کمتری را تقبل خواهند کرد
استحکام بازار:
وجود صندوقهای سر مایه گذاری به جو حاکم بر بازار نیز استحکام بیشتری خواهد بخشید. مطمئنا سه یا چهار انسان بالغ در برابر یک گوسفند عکس العملی به مراتب عاقلانه تر نشان خواهند داد تا 1000 بچه 3 ساله.شرکتهای سرمایه گذاری در برابر نوسانات و تنشها همیشه تصمیم عقلا نیتر و کارشناسی تری می گیرند تا سهامداران خرد.این امر از دانش و تجربه و حمایت مستحکمتری که در پس این تصمیم گیریها قرار دارد نشات می گیرد.یک چیزی مثل همان آگاهی که در پس نترسیدن آن انسان بالغ از گوسفند وجود داشت.
راحتی سهامداران خرد:
سهامداران خرد می توانند با خرید سهام صندوقهای سرمایه گذاری بیشتر فعالیتها و وظایف یک سهامدار را چون گرفتن اطلاعات و تصمیم گیری و خرید و فروش و معاوضه و مبادله را که اتفاقا بسیار وقت گیر می باشند را به کارشناسان صندوقها بسپارند . البته صندوق نیز با برداشتن مقداری از سود سهام که البته ناچیز است هزینه های خود را پوشش خواهد داد. بدین ترتیب سهامدار می تواند در کنار سهامدار بودن به دیگر فعالیتهای روزمره خود نیز بپردازد و از حضور زیاد وی در تالار بورس جلوگیری می شود.
البته سهامداران می توانند با تشکیل سبدی شخصی از سهام چندین صندوق که بهتر است بیشتر از 10 نوع نباشد باز هم ریسک خود را کاهش دهند.
اما در پایان معتقدم ذکر چند نکته در باب فعالیت در بورس و فرهنگ سهامداری ضروری به نظر می رسد. اول اینکه بورس یک سیستم و اتفاقا یک سیتم باز می باشد و بنابراین با محیط پیرامون خود تعامل بالایی دارد. پس این ذهنیت که شکل گیری تراستها و صندوقها خطرات را به کلی کاهش می دهد خیالی باطل است . واقعیتی که افت سهام در بورسی چون نیویورک در روزی چون جمعه سیاه آن را تایید می کند. سرمایه گذاری در بورس هم چون هر نوع سرمایه گذاری دیگر ریسک مخصوص به خود را دارد که البته در صورت عملکرد صحیح ، منفعت حاصل از آن هم برای سهامدار و هم برای جامعه بسیار بالا خواهد بود.از سوی دیگر زیرساختهای لازم و کافی در جامعه و حمایتها و اعتقاد واقعی سیاستگذاران کلان حکومتی نیز در نتیجه دهی چنین راهبرد هایی تاثیر بسیار خواهد داشت.و در آخر اینکه به بورس نباید به مکانی چون یک بنگاه معاملاتی نگریست . بورس محیطی زنده و اتفاقا پویاست و با عطف بر تئوری سازمانهای یاد گیرنده هم اتفاقا سازمانی با یاد گیری بسیار بالاست. چنین سازمانی از هر تجربه ای درس می گیرد و با گذشت زمان رشد پیدا می کند و بزرگ و بالغ می شود . اگر از این کودک 3 ساله به گونه ای صحیح نگهداری و حمایت شود روزی خواهد آمد که نه تنها در برابر گوسفندان که طوفانها و تحولات هم خواهد ایستاد .
[1] - شرکتهای سرمایه گذاری به دو نوع مشترک با سرمایه باز و متغیر (open-end ) و با سرمایه ثابت و بسته ( close-end ) تقسیم می شوند که البته هر دو در زمینه مدیریت پرتفلیوی سهام خود سیاست مشترکی دارند.
