سلام
سفر های استانی ریاست محترم جمهور به گوشه و کنار ایران آغاز شده است. نظاره گران و کسانی که این سفر ها و نتایج آنها را پی گیری می کنند شاهد رسیدگی و یا حداقل توجه رئیس جمهور و اطرافیان ایشان به مشکلات و مسائل مردم مناطق گوناگون هستند. نفس چنین عملی یعنی حضور مدیران کلان کشوری در خط مقدم تقابل جامعه و مشکلات آن و نظاره کردن مشکلات و مسائل مردم گر چه در دولتهای پیشین نیز وجود داشته است اما به نظر می رسد که در دولت کنونی از شدت و حدت بیشتری برخوردار باشد.
اما این نیت خالص و عمل نیکو چه تبعاتی می تواند به دنبال داشته باشد؟
در نگاه اول و به واقع ظاهرا اخذ و در پیش گیری چنین راهبردی در هر حال نتایج مطلوبی برای جامعه به دنبال خواهد داشت اما شناخت مسائل یک موضوع و حل آنها نیز می تواند موضوع جداگانه دیگری باشد. مطمئنا عمکرد کنونی تیم کابینه هدف بخش اول بحث ما را یعنی شناخت مسائل و مشکلات موجود را به طریقه مطلوبی بر آورد می کند اما در زمینه طریقه و شیوه حل مسائل سوالات گوناگونی را مطرح خواهد کرد.
در آغاز شاید مناسب باشد چند نکته را یاد آوری کنم:
کارشناسان اعلام کرده اند که در شرایط کنونی اقتصاد ایران ، جهت ایجاد یک فرصت شغلی پایدار در اقتصاد ایران حداقل به 200 میلیون ریال سرمایه نیازاست.
سخنگوی دولت اعلام کرد در سفر رئیس جمهور به ایلام بیش از 100 هزار نامه عموما در زمینه مسائل اقتصادی و اشتغال تحویل همراهان وی شد.
نرخ بیکاری در ایران هم اکنون بنا به ادعای نهاد های گوناگون از 14 تا 20 درصد در نوسان است.
میزان سرمایه گذاری مستقیم خارجی در ایران در سال گذشته از مرز نیم میلیارد دلار هم نگذشت.
ووو....
اینها واقعیتهایی هستند که به عنوان علائم و نشانگر های اقتصاد ایران در حال حاضر خود نمایی می کنند.
حال سوال اساسی این است که دولت محترم برای حل مسائل و مشکلات مردم که به میزان بسیار زیادی به بالا بودن نرخ بیکاری باز می گردد چه راهبردی را در پیش خواهد گرفت؟
همه ما مطمئنیم که طرحهای ضربتی اشتغال و مواردی از این دست به هیچ وجه کار گشا نخواهند بود پس راه حل چیست؟
البته نظر من این است که پدیده بیکاری و عدم اشتغال در ایران پدیده ای چند بعدی است که به جنبه های گوناگونی وابسته است.از جمله مهمترین عوامل می توان به
کمبود عرضه و فزونی تقاضا در بازار در خواست شغل اشاره کرد. عوامل موثر بر کاهش میزان خلق شغل در اقتصاد ایران گوناگونند که از آنجمله می توان:
فقر فرهنگی در زمینه تولید و کار آفرینی – کمبود سرمایه – کمبود سرمایه گذاری – عدم توضیح علمی و کارشناسانه منابع موجود و... اشاره نمود.
از سوی دیگر نیروی کار ایرانی به عنوان سوی دیگر معادله اشتغال دارای نقاط ضعف فراوانی چون عدم دارا بودن تخصص و تجربه مناسب – لحاظ نشدن پراکندگی و مدیریت مناسب بر تاسیس مراکز و رشته های دانشگاهی ناقص بودن سیستم آموزشی و خالی بودن جای آموزشهای کاردانی و از سوی دیگر فرهنگ حاکم بر جامعه و جوان امروزی که از فعالیتهای سخت گریزان می باشد و عوامل گوناگون دیگر... مبتلاست.
اما سوال اساسی اینست که دولت چگونه می خواهد به امر بیکاری بالای جامعه سامان بخشد.
آیا صرف تامین هزینه های سر مایه ای کلان بدون توجه به جوانب گوناگون مشکل چون توانایی افراد در ایجاد شغل و یا ایجاد شغل مناسب و پایدار و از سوی دیگر وجود بازار مناسب برای تولیدات احتمالی امری عقلایی خواهد بود. دولت قبلی مبلغ فراوانی را تحت عنوان طرح ضربتی اشتغال به جامعه تزریق کرد که به جرات می توان گفت که بیش از 80 درصد این مبلغ وارد سیستم مصرف و نه تولید جامعه گردید. تزریق مبالغ ریالی به صورت منفرد باعث سر ریز شدن سرمایه به سمت خرید در بازار خواهد شد.و علت آن هم می تواند تنها و تنها عدم توانایی نیروی کار فعلی در ایجاد شغل باشد.
میل ذاتی ایرانیان به تک روی و عدم تقویت فعالیتهای جمعی اقتصادی و از سوی دیگر نبودن و فقر فرهنگ کار آفریتی در جامعه همه و همه از مواردی هستند که طرحهای دولت را در زمینه اشتفال با چالش مواجه خواهند کرد. باید پذیرفت که نمی توان از تمامی افراد جامعه انتظار خلاقیت و کار آفرینی داشت. کار آفرینان در جامعهبه نسبت جمعیت تعداد اندکی هستند که البته بسیار هم سخت وارد چرخه اقتصادی می شوند.
دولت محترم علی رغم نیت خیری که در زمینه کاهش اشتغال دارد اگر به صورت همه جانبه و چند وجهی به این چالش ننگردد مطمئنا توفیقی حاصل نخواهد کرد. لزوم کلان نگری و تاکید بر اشتغال پایدار و تولید محور با محوریت بخش خصوصی تنها و بهترین راهبرد در پیش روی مسئولین می باشد. فراهم کردن زمینه های مناسب جهت جذب سر مایه های خارجی برای جبران کمبود های موجود در جامعه و همچنین ورود تکنولوژی از سوی دیگر فراهم کردن زمینه های لازم جهت تولید برای افراد جامعه همچنین اصلاح ساختار آموزشی کشور و ایجاد برخی تغییرات ساختاری در دیدگاه و فرهنگ عمومی در جامعه همه و همه می توانند به عنوان مکملی جهت توفیق در امر ایجاد اشتغال و به تبع آن رشد تولید و آفزایش در آمد ها در جامعه و نهایتا بهبود مشکلات جامعه منتج شوند.البته باید پذیرفت که بسیاری از معادله ها گرچه بر روی کاغذ نتیجه مطلوبی می دهند اما در عالم واقع لزوما نتیجه مورد انتظار را حاصل نخواهند کرد.
