تبليغاتX
مدیریت ایرانی

مدیریت ایرانی

نوشته ها و مقالاتی پیرامون دانش مدیریت

به نام خدا

بودجه 85 و چند نکته:

 

 * بودجه 85 دیر تر از همه سالها به مجلس رفت . بودجه ای با برخورداری از بزرگترین سهم از حجم درآمدهای نفتی پیش بینی شده در سالهای اخیر؛ و طبیعتا افزایش در آمد ها با معنی خرج بیشتر و به دنبال آن تورم بیشتر. شاید خیلی هم غیر منطقی نباشد که ادعا کنیم نرخ تورم در ایران با نرخ رشد بودجه همبستگی خاصی پیدا کر ده است. چرا که افزایش ها بیشتر در بخشهای هزینه های جاری بودجه صورت می گیرد و چون دولت در ایران بزرگترین خرج کننده و خریدار و وام گیرنده و خلاصه همه چیز اقتصاد ایران است بنابراین هر گونه عملکرد آن تاثیر مستقیمی بر شاخصهای گوناگون اقتصاد دارد. حال به طرق گوناگون چه از طریق انتظارات تورمی ، افزایش نقدینگی و یا حتی انعطاف پذیری کم در زمان اعمال سیاستهای کنترلی خود که جزء سیاستهای ذاتی دولت در یک اقتصاد دستوری است.

 

 * اگر اشتباه نکنم چن روز پیش آقای دکتر عادل آذر نماینده دهلران بودند که از وجود بندهای متعدد هزینه های متفرقه در بودجه سخن می گفتند (25 درصد). هزینه متفرقه یعنی خرج کرد بدون برنامه و زمانی که خرجهای بدون برنامه در حجم کلان در نظر گرفته شود آنگاه باید یک حجم بسیار بالا از نقدینگی کنترل نشده را در سطح جامعه انتظار داشت .هزینه هایی که عموما غیر عمرانی هم       می باشند. هزینه هایی چون یارانه های دولت به بخشهای غیر ضروری چو برخی نهادها و سازمانهای دولتی .

 

 *به نظر می رسد دولت با افزایش نرخ دلار در بودجه 85 دو هدف اصلی را مد نظر داشته باشد. اولین هدف افزایش منابع با کمترین نیاز به کسب مجوز از مجلس در راستای سیاستهای حمایتی وعده داده شده " پول نفت بر سر سفره مردم" و نکته دیگر افزایش سهم خود از صندوق ذخیره ارزی با کمترین نیاز به مجوز گیری از مجل؛ خارج از سقف 50 درصدی برخورداری دولت و بخش خصوصی از صندوق ذخیره .

 

 * نباید این نکته را نادیده گرفت که کشور با صرف هزینه های کلان صاحب برنامه های مدون و مشخصی با اهداف بلند مدت می باشد . به راستی سوال اینست که بودجه بندی دولت در آغازین سال فعالیت خود به چه میزان با سیاستهای کلان کشور همخوانی دارد. این سوال به خصوص در همان بخش تورم و توان خرید در جامعه مطرح می شود .

 

* سیاستهای کنونی دولت در زمینه اشتغال به صورت نا خود آگاه انسان را به یاد منحنی فیلیپس    می اندازد همان منحنی که تورم و بیکاری با هم رابطه معکوس دارند. نظر شما چیست؟

 

* نکته دیگر توانایی بالای جناب آقای کرد بچه در تنظیم بودجه آن هم با ساختار گوناگون است . توانایی تیم بودجه ریزی سازمان مدیریت و برنامه ریزی و اینکه چگونه قادر است در عرض یک سال اینگونه ساختار بودجه ریزی کشور را به عملیاتی تغییر دهد! و به واقع با وجود این توانایی چرا دولتهای قبلی اقدام به برگزیدن چنین تغییر رویکردی نمی کردند.

 

* و سخن آخر در مورد نقطه قوت یاد شده بودجه سال جاری یعنی افزایش سهم بودجه عمرانی از کل بودجه کشور است . یقینا بسیاری از شما خوانندگان محترم مستحضرید که که بخش عمده ای از مشکلات و مصائب ما در بخش عمرانی کشور بخصوص در حیطه دولتی وجود مشکلات فراوان در مدیریت طرحهای عمرانیست تا تامین اعتبار . مدیریت پروژه هم موارد فراوانی از  برنامه ریزی ، زمانبندی و فراهم آوردن منابع انسانی و تکنولوژیک تا تهیه منایع مالی را شامل می شود . پس بدین ترتیب نمی توان ادعا کرد که با صرف تخصیص منابع مالی می توان جهش بزرگی را در ساخت و بهره برداری از پروژه های عمرانی در کشور انتظار داشت . بنابراین اگر این تغییر در شیوه بودجه نویسی و افزایش بودجه همراه با تغییرات مناسب در سایر بخشها باشد آنگاه می توان راهبرد اتخاذ شده از سوی دولت را موفق ارزیابی کرد.

 

* و در پایان اینکه ما هم اکنون در داخل مجلس نیز به عنوان دومین درگاه در سیستم تنظیم و کنترل بودجه حضور کارشناسان زبده ای را شاهد هستیم که قادرند تا با لحاظ کردن دیدی کلان و آینده نگرانه تر علاوه بر اصلاح نقاط ضعف موجود صورت و ماهیت واقعگرایانه تری به بودجه بدهند.

 

 نظام اقتصادی کشور بیش از آنکه به بودجه بندی بر روی کاغذ و با چشم اندازی آرمانگرایانه و خدای    نا کرده تبلیغاتی نیاز داشته باشد به نظام بر نامه ریزی مالی واقعگرایانه ، منطیق با نیازهای فعلی اقتصاد کشور ، چالاک و دارای قابلیت عملیاتی شدن بالا در کمترین زمان ممکن و در نهایت منطبق بر سیاستهای بلند مدت و راهبردهای کلان توسعه  کشور ، دارد.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  | 

سلام

 

ما اينجا سه تا واژه داريم

اثربخشي[1]

كارايي[2]

بهره وري[3]

 

  اگر فرض كنيم كه در ميان يك واحد توليدي  مواد لبني و يك سهميه 200000 ليتري شير خام در سال در اختيار داريم . شما به عنوان مدير عامل اين واحد توليدي و از ابتداي دوره به مدت يك سال انتخاب مي شويد. اكنون شما با وجود مواد اوليه و سرمايه و نيروي انساني و يك بازار مصرف در پيش روي ماموريت توليد مواد لبني گوناگون را جهت ارائه به بازار با حداكثر سود بر عهده داريد. تا اينجاي كار مسئله اي نيست تا اينكه شما مجبور مي شويد برنامه توليد يكساله  كارخانه را تهيه و به واحدهاي گوناگون ارجاع دهيد . در اين مرحله خلاقيتها و توانايي شما به عنوان يك مدير مورد نياز است. شما مي دانيد كه تهيه شير پاستوريزه  چه از لحاظ فرايند و چه هزينه توليد اولين انتخاب بوده و از سوي ديگر اين محصول بازار مصرف بزرگ و تقريبا ثابتي دارد. از سوي ديگر اختصاص تمام مواد اوليه موجود به توليد شير پاستوريزه با توجه به زير ساختهاي موجود براي مواد لبني ديگر چندان عقلاني به نظر نمي رسد. پس شما تصميم مي گيريد كه اقدام به توليد محصولات ديگر نماييد . اما در اين مرحله نيز يك سوال اساسي جلب توجه مي كند و آن هم اينكه از هر كدام به چه ميزان . عقلاني ترين و بهترين راه مراجعه به نمودارها و ارقام فروش انواع گوناگون محصولات شركت و یا حتی شرکتهای مشابه در دوره هاي پيشين است كه اين وظيفه را شما بايد به عهده واحد بازاريابي شركت بگذاريد. مطمئنا داشتن يك سبد توليد با سهم يكسان اما سود آوري و رشد فروش پايينتر نسبت به يك سبد توليد با سهمهاي توليد متفاوت و ميانگين سود آوري و رشد فروش بالاتر مزيت چنداني ندارد . پس شما بايد سهم از توليد هر محصول را با توجه به گزارشات واصله از واحد بازاريابي برنامه ريزي كنيد. شايد اختصاص بخشي از سهم توليد شير پاستوريزه به توليد پنير پيتزا گرچه زمان فرايند توليد بالاتري را شامل خواهد شد اما به نفوذ و سهم خواهي شركت در بازار رو به رشد اين محصول كمك شاياني كند .اما از سوي ديگر حذف بخشي از سهميه سال گذشته توليد ماستهاي پر چرب به علت عدم استقبال از آن و اختصاص سهميه آن به پنير پيتزا باعث سود آوري بيشتر شركت شود.

  كمي به عقب باز مي گرديم . تا پيش از اين شير مورد نياز شركت از واحدهاي دامداري شهرهاي اطراف توسط اتومبيلهاي كوچك حمل شير به كارخانه منتقل   مي شده است . اما اكنون شما با افزايش توليد در اين واحدها مواجه شده ايد . در اين راه مسائل و مشكلات فراواني از جمله مسائل بهداشتي در محموله شير هاي تحويلي ، سردرگمي واحد تحويل و اشتباهات و كندي در پرداخت بهاي شيرها به توليد كنندگان روي داده است. شايد بهتر باشد شركت اقدام به فروش اين ماشينهاي كوچك فروش شير نموده و با منطقه بندي شهر هاي تحت پوشش و ايجاد ايستگاههايي  جهت جمع آوري شير مناطق گوناگون بر اساس پارامتر فاصله مناطق گوناگون از واحد هاي توليدي تا ايستگاهها و از سوي ديگر ايستگاهها تا كارخانه مشكلات ياد شده در بالا را حل نمايد. از سوي ديگر اين ايستگاهها مي توانند توانايي تعيين بار ميكروبي شير . نگهداري در مدتي طولاني تر و حتي واحدي مالي جهت پرداخت بهاي شير را داشته باشند و از سوي ديگر شيرهاي جمع آوري شده با تانكرهاي بزرگ تر به كارخانه حل شوند. اين عمليات به عنوان يك طرح سر مايه گذاري جديد مطرح بوده و نيازمند تصويب هيئت مديره و معاونت مالي شركت است.

  در زمانهايي كه شركت با افزايش توليد مواجه است مي توان با ارائه طرحهاي اضافه كار به كاركنان فعلي از استخدام نيروهاي فعلي چشم پوشي كرد و يا با يك روند بازخريد و بازنشستگي تدريجي نيروهاي پير تر به مكانيزه كردن برخي از بخشهاي موجود پرداخت كه اين امر مطمئنا به كاهش هزينه هاي توليد و افزايش كيفيت مي انجامد . واحدي تخصصي زير نظر مدير عامل مي تواند با همكاري شركتهاي خارجي اقدام به بررسي و ارائه پيشنهاد براي اصلاح فرايندهاي توليد با هدف تطبيق با استانداردهاي روز و كسب گواهينامه هاي استاندارد نمايد. مدير عامل مي تواند با توجه بيشتر به بخش منابع انساني شركت به ايجاد انگيزش و اجراي برنامه هاي بهبود «كيفيت زندگي كاري»[4] اقدام نمايد و در نهايت شركت را با ارائه محصولات جديد و به روز با توجه با ذائقه جامعه به واحدي پيشرو در صنعتي تحت فعاليت تبديل نمايد.

   اكنون فكر كنم زمان آن باشد كه به بررسي واژگاني كه در ابتدا آمد و مناسبت آن با فعاليتهاي روي داده در شركت بالا ، بپردازيم .

    به طور كلي كارايي را مقايسه ميزان خروجيها با توجه به ميزان ورودي يا ميزان داده نسبت به ستاده با توجه به اهداف تعريف شده براي سيستم مي نامند.

  اثر بخشي را استفاده صحيح از منابع به گونه اي كه هم به عملكرد عالي سازمان و هم به سطح مطلوب رضايت خاطر سازمان منجر شود.

  بهره وري را نيز استفاده هر چه بهتر از منابع موجود جهت توليد فعلي يا بيشتر تعريف مي كنند.

  بهره وري و كارايي با يكديگر ارتباطي بسيار نزديك دارند به گونه اي كه مي توان ادعا كرد كه كارايي و بهره وري لازم و ملزوم يكديگرند و موفقيت يكي فاعل يا مفعول موفقيت ديگري است. تبديل تمامي شير ورودي كارخانه به محصولي درجه يك و متنوع نشان از كارايي بالاي كارخانه مورد نظر ما دارد. در چنين كارخانه اي فرايندها با كمترين میزان توقف جريان دارند و چون گلوگاهها به خوبي شناسا يي شده اند و مشكلات احتمالي در آنها به ميزان زيادي پيش بيني شده است  و چون راه حلها هم از قبل آماده اند ،مقابله با مشكلات هم ساده است.از سوي ديگر با كمترين ميزان مصرف انرژي و اتلاف مواد اوليه و نيروي كار بيشترين ميزان كارايي حاصل مي شود . پيشنهاد مكانيزه كردن خط توليد يا طرح ساماندهي جمع آوري شير در قالب طرحهايي با هدف افزايش بهره وري تعريف مي شود.

 اما اثر بخشي در رده بالاتري از لحاظ جامعيت نسبت به كارايي و بهره وري قرار دارد.

در اثر بخشي به جاي يك ديدگاه توليد گراي صرف در كنار توليد به پارامترهاي ديگري چون وضعيت نيروي انساني كارخانه ، كيفيت و حسن شهرت و جايگاه محصولات كارخانه در بازار ، نو آوري و مطرح بودن به عنوان يك شركت پيشرو يا دنباله رو از لحاظ نو آوري و  استانداردهاي كسب شده از سوي شركت ؛ توجه مي شود.  . ديدگاه يك مدير اثر بخش يك ديدگاه همه جانبه و كلان است .

  اثر بخشي مولفه و ويژگي اصلي سازمانهاي پيشرو امروزي است كه اتفاقا از اركان اصلي آن هم كارايي و بهره وري هستند. در واقع موفقيت واقعي مدير در گرو اثر بخشي وي براي كسب هدف و كارايي عملكرد است.[5]

اكنون سوال اساسي من اين است كه به واقع ميزان اثر بخشي و كارايي در اقتصاد ايران به چه ميزان است. كشور ما در زمينه شاخصهاي بهره وري  و اثر بخشی در سطح جهان در چه جايگاهي قرار دارد. آيا ما قادريم برنامه چهارم توسعه كشور را مبني بر افزايش توليد ناخالص ملي با افزايش ميزان       بهره وري به 30درصد منابع فعلي دست يابيم. آيا اقتصاد به شدت دستوری و بوروكراسي دولتي نه چندان پاسخگوي حاكم در كشور ، علاقمند و قادر به طراحي و پذيرش الگوهاي كاراتر و بهره ورانه تر در استفاده از منابع موجود مي باشد. اينها و دهها سوال مرتبط ديگر جزء دغدغه هاي متخصصان و نخبگان  ايراني و در رده هاي بعدی من به عنوان يك دانشجوي مديريت كه هميشه در صفحات آغازين هر كتابهاي تخصصي رشته ام ابتدا با تعريف اين دو واژه بر خورد كرده ام ، مي باشد.

  

 

 

 

 



[1] - effectiveness

[2] - efficiency

[3] - productivity

[4] - Quality of work life ( Q.W.L)

[5] - شرمر هورن – 1996،ص5

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  | 

  

   به نام خدا

 

   مسئله بهره وری ( Productivity ) و یا استفاده بهتر از منابع در جهت تحصیل اهداف از جمله مباحث پر طرفداری است که از نیمه دوم قرن بیستم به طور گسترده در سطح اقتصاد بین الملل مورد توجه قرار گرفت و بدان پرداخته شد. برای واژه بهره وری تعاریف فراوانی وجود دارد .استفاده بهتر از منابع یا افزایش ستاده ها در برابر کاهش یا ثابت ماندن      داده ها و یا کاهش هزینه و در مقابل آن افزایش درآمد که باید لازم و ملزوم یکدیگر باشند همه و همه از جمله تعاریفی هستند که برای این واژه مطرح می شوند. اما مناسبتر است اینبار به جای شناخت نوع سیاستها و مد لهای بهره وری که هم کم نیستند و هم در فضای اقتصادی و مدیریتی کشور کم بدانها پرداخت نمی شود کمی به خود واژه بهره وری و فرهنگ آن در جامعه در حال توسعه ای چون ایران بپردازیم. اشاره ای هر چند کوتاه و شاید ناپخته   که می تواند به روشن شدن برخی جنبه های مبهمی بپردازد که من فکر می کنم در کشور ما کمتر بدانها پرداخته شده است و البته دلیل اصلی عدم رشد و بهره وری هم در کشور در سالهای اخیر و حتی رشد منفی آن شاید بدان سبب می باشد.

 

  اما برای آشنایی خواننده گرامی به طور کلی  سه مدل مهمی اصلی در سطح بین الملل جهت اعمال سیاستهای بهره ورانه و به طور کلی تعالی سازمانی  مطرح می باشد و مورد توجه قرار می کیرد که عبارتند از:[1]

 

1– مدل مالکوم بالدریچ (Malcolm Baldridge Model )

   یا مدل آمریکایی که در قالب جایزه ای به همین نام از سال 1987 در آمریکا طراحی شد و سه هدف اصلی کمک به

1- 1:   افزایش عملکرد ها و افزایش توانمندیها.

1- 2:   افزایش توان رقابتی و از سوی دیگر تعامل بیشتر و بهتر میان شرکتهای آمریکایی .

1- 3:   ایجاد ابزار های مدیریتی با هدف پیاده سازی آموزشها و بر نامه ریزیها .

   نمره نهایی این مدل 1000 می باشد که به گونه ای مشخص در جداولی مشخص شده است.

 

2- مدل دمینگ (Deming Model )

    مدل دمینگ یا مدل ژاپنی که در سال 1950 و با دعوت ژاپنی ها از دکتر ادوارد دمینگ آمریکایی و مطالعات صورت گرفته ارائه شد. چهار راهبرد اصلی مدل دمینگ عبارتند از :

2- 1 : برنامه ریزی ( Planinig )

2-2  : اجرا (  Do)

2-3  : بازبینی ( Check )

2- 4  : اقدام ( Action )

   و یا به طور خلاصه (PDCA  ). این جایزه به طور کلی یکی از مهمترین عوامل کنترل و ارتقاء کیفیت در سازمانهای ژاپنی می باشد.

 

3- مدل (EFQM ) (European Foundation of Quality Management)

   مدلی با خواستگاه اروپایی و ارائه شده در سال 1989 با زیر مدلی به نام ( SME) برای سازمانهای کوچکتر . این مدل بر 9 معیار استوار است که 5 تای آن معیارهای توانمند سازی  و 4 تای دیگر آن معیارهای نتایج می باشند.

 

 

   اما در ایران به طور کاربردی و موردی و حتی جامع و کلی به این مدلها  و دیگر مدلهای مدیریتی که در رده های پایینتری قرار دارند  چون مدلهای مدیریت کیفیت (ISO  ها و یا حتی TQM  ( و حتی مدلهایی با پایه های فرهنگی و اعتقادی چون کایزن  زیاد پرداخته شده است و مطالب و تحقیقات و اظهار نظر های فراوانی در این زمینه ها  صورت گرفته و منتشر شده است.

  حتی موسساتی نیز در ایران چون موسسه مطالعات بهره وری منابع انسانی نسبت به انتخاب و مدل سازی مدلی چون EFQM در ایران و برای سازمانهای ایرانی اقدام کرده و جایزه ای هم تحت عنوان جایزه ملی بهره وری در ایران در قالب عملیاتی کردن این مدل به صورت سالانه به سازمانهایی که توانسته اند این مدل را به نحوه بهتری اعمال کنند اعطا می گردد.

  اما خارج ار بحث در باب دلایل انتخاب این مدل در ایران و انتخاب نشدن مدلهای دیگر و انگیزه ها و اهدافی که در پس این انتخاب نهفته است موضوعاتی قابل طرح و بررسی است که به نظر می رسد به دلیل آنکه بسیار واضح و روشن به نظر می رسند بسیار کم مورد توجه و بررسی قرار گرفته اند.

  خود واژه بهره وری به عنوان تنها یک واژه همراه با دیگر همراهان و هم مسلکان علمیش راه خود را به درون جامعه و اقتصاد ما باز کرده است . البته مطمئنا در این جا قصد طرح مباحثی مطرح و رایج چون وارداتی بودن علم و دانش و تکنولوژی در ایران و به طور کلی همه چیز در جامعه امروز ما ندارم زیرا دیدگاه مولد صرف بودن هم این روزها با رشد سر سام آور علم در سطح جوامع  و محدود بودن امکانات و حتی منابع انسانی به عنوان منشاء علم و اندیشه محکوم به شکست است. اما از این واقعیت   نمی توان گذشت که بهره وری نه به عنوان یک فرهنگ که به عنوان یک ابزار در جامعه ما شناخته شده است. از سوی دیگر آنچه باعث آن شده است که بهره وری نتواند حتی نقش ابزاری خود را هم به نحو احسن انجام دهد محدود شدن آن به عنوان یک ابزار اختصاصی برای یک بخش از جامعه که همان صنعت و تا حدودی مدیریت است می باشد . علت هم آنست که چون موضوع از خارج وارد شده است تنها مورد استفاده همان بخشهای وارد کننده قرار گرفته است و به دیگر بخشهای جامعه تسری نیافته است.  به طور کلی در جوامع بشری موضوعاتی چون اندیشه و تفکرات زمانی رشد و توسعه و تکامل می یابند که خواستگاه درونی داشته باشند و یا در صورت وارداتی بودن هم همزادی و شباهت مناسبی با جامعه هدف و فرهنگ آن داشته باشند و همچنین نیاز به آن موضوع به عنوان یک واقعیت در جامعه مقصد نهادینه شده باشد.

  دلایل آنکه اینبار به موضوع بهر ه وری پرداخته ام زیادند . اما مهمترین آنها یکی تحقیقی است که برای درس بهره وری و تجزیه و تحلیل آن در سازمان باید انجام دهم و دیگری هم گفته های چند هفته پیش دکتر توکلی نماینده محترم تهران در مجلس  در شبکه خبر و در برنامه تا انتها می باشد که در میان حرفهایشان از واژه بهره وری بسیار بهره بردند. البته خوب صرف روی آوردن به چنین موضوعی از سوی یک اقتصاد دان اتفاقا تصمیم گیر و تصمیم ساز در جامعه می تواند خیلی مناسب و امیدوار کننده باشد . اما وقتی اعتقادات علمی این مقام محترم را با صحبتهای ایشان مقایسه کردم خود به خود باعث ایجاد تناقضهایی شد که کمترین تاثیر آن میل و اشتیاق ایجاد شده در ذهن من برای دانستن بیشتر در زمینه موضوع بهره وری بود . به همین دلیل قصد دارم در یکی دو هفته آینده به جایگاه موضوع بهره وری در ایران و ملزومات پیاده کردن سیاستهای بهره ورانه در اقتصاد ایران بپردازم . امیدوارم شما دوستان گرامی هم لطف خود را بر من افزونتر کنید و با طرح اشکالات  به تکمیل و غنی شدن هر چه بیشتر مطالب و دانسته های من کمک کنید.

 

  



[1] -  برای آشنایی کاملتر با این مدلها و جداول امتیاز دهی و پیمایش سازمانی آنها می توانید به شماره مهر ماه 1384 نشریه اقتصاد ایران مراجعه نمایید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  |