تبليغاتX
مدیریت ایرانی

مدیریت ایرانی

نوشته ها و مقالاتی پیرامون دانش مدیریت

به نام خدا

 

 سال 84 را یک سال پر فراز و نشیب برای ایران و جهان در تمامی زمینه ها بود.

عصبیت و عدم تعادل در تمامی زمینه ها چه سیاست ، چه اقتصاد و حتی فرهنگ در گوشه و کنار جهان به چشم آمد و تمامی وقایع نشان از فشار هایی طاقت فرسا از سوی گروهها و تفکرات افراطی بر جوامع بشری داشت. گروههایی که با قرائتهای خاص خود از مسائل گوناگون در جهان و تاکید بر نگرشهای یکسوگریانه خود سعی بر تحمیل تفکرات خود بر اکثریت را داشتند که البته به نظر می رسد میزان زیادی در این موضوع موفق نیز بودند.

    باید توجه داشت برای آنکه بتوان ادعای ارائه یک نگرش و تفسیر نزدیک به واقع را از رویدادهای پیرامونی در یک بازه زمانی به نام سال 84 را ارائه کرد باید حتما بر این نکته کلیدی توجه داشت که صرف محدود کردن حوادث سالانه در ظرف زمانی به نام یک سال  مشخص و داشتن دیدگاهی جزء گرایانه و بخشی به این رویدادها  سطحی ترین دیدگاه ممکن نسبت به وقایع پیرامونی می باشد. از آن روی که رویدادها و حوادث با تمام زمینه ها و زیر بناهای تاریخی و سیاسی و اجتماعی خود مانند یک طیف و به صورت علت و معلول مطرح و قابل بررسی    می باشند. در ادامه در خلال چند سطری که از نظر شما خواهد گذشت به گو نه ای اجمالی به مرور برخی از مهمترین حوادث سال 84 در حوزه اقتصاد و تجارت و مدیریت در سطح ایران و جهان خواهیم پرداخت.و در پایان نیز برخی اظهار نظرها در مورد شرایط حاکم بر کشور و جامعه بین الملل طرح خواهد شد که البته در وهله اول در حد پیش بینی بوده و باید نشست و منتظر رخدادن یا عدم رخداد آنها در سال 1385 بود.

 

  برنامه چهارم و چشم انداز:

  اما سال 84 سال تغییرات گسترده در نظام مدیریتی و اجرایی کشور بود. واقعیتی قدیمی به نام عدم استمرار و یا حتی بنا به ادعای برخی، عدم وجود سیاستهای کلان و دراز مدت در اداره کشور که بارها و بارها به گوش رسیده بود ، اینبار نیز به واقعیت پیوست. تغییرات گسترده و زیر بنایی در سطوح بالایی هرم مدیریت در کشور که به تغییر 98 درصدی کابینه دولت و تمامی مدیران و معاونان وزرا در اکثر قریب به اتفاق وزارتخانه ها انجامید برای مدتی طولانی فضای خلاء و بلاتکلیفی را بر شاکله نظام اجرایی و مدیریتی کشور تحمیل کرد که خود این تفکر تاثیر فراوانی بر اجرای برنامه های کلان کشور چون بر نامه چهارم و چشم انداز بیست ساله در آغازین سال اجرای هر دوی آنها در پی داشت. در دست گرفتن سکان هدایت نظام برنامه ریزی و اجرایی کشور توسط طرز فکر و اندیشه ای که در زمان تدوین این دو برنامه نقش کمی را بر عهده داشته است وسوسه تغییرات در برنامه های راهبردی کنونی و یا اجرای گزینشی برخی بخشها و یا حتی گاها عدم اجرای بخشهای دیگر را به دنبال داشت. البته طرح سوال درباره هر برنامه و راهبرد از پیش تعیین شده حق هر مجری  می باشد که از آن در جریان برنامه ریزی به بازخورد و باز سازی دوباره برنامه تبیین می شود اما اظهار نظر منتقدانه صرف و حتی نفی یک برنامه بدون آشنایی و اجرای آن در یک زمان معقول نیز تا حدود بسیاری خالی از انصاف می باشد.

 

سفر های استانی و آغاز مدیریت میدانی:

اساسا با بالاتر رفتن سطح و حوزه اختیارات در هر سیستم برای انجام هر چه بهتر وظایف مدیریت یعنی        برنامه ریزی و سازماندهی و هدایت و کنترل و از سوی دیگر به دلیل تواناییهای محدود هر انسان در انجام همزمان امور اصل تفویض اختیار به وجود آمده است و به دنبال این اصل کلیدی ملزوماتی چون سطح بندی سازمانی و تفویض اختیار و قدرت  در هر سطح مطرح می شود. حال چنین شرایطی در نظام تصمیم گیری به بزرگی و وسعت یک دولت آن هم در یک اقتصاد دولتی چون ایران به یقین نمود بیشتری پیدا می کند.

  اما رئیس جمهور جدید ایران علت عدم توسعه یکنواخت و متوازن مناطق مختلف کشور را در نظارت ناقص و کمبود اطلاعات یافت و باب جدیدی را در عرصه مدیریت کلان در ایران و حتی جهان گشود و با حضور هفتگی در استانهای مختلف عملا شیوه ای از مدیریت را به نام مدیریت میدانی به نمایش گذارد. به نظر می رسد که نفس حضور شخصیت اول نظام تصمیم گیری کشور در مناطق گوناگون کشور نکته پسندیده ای باشد اما لزوم دقت بیشتر در وعده های داده شده در سفر های گوناگون و لزوم پیگیری آنها جهت اجرا ضروری به نظر می رسد.

 

بورس

  بورس تهران امسال روزهای پر تلاطمی را سپری کرد و روند افت شاخصها که از پاییز سال 83 و با جدی شدن روند رسیدگی به پرونده هسته ای ایران و نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده بود با روشن شدن نتیجه انتخابات و عدم توافق بر سر پرونده هسته ای ایران ادامه یافت و عملا شاخصها به قیمت کف و ارزش واقعی خود نزدیک شدند. امسال قانون جدید بازار سرمایه و بورس اوراق بهادار هم به تصویب مجلس و به فاصله یک روز پس از آن نیز به تصویب شورای نگهبان رسید تا قوانین و ساختار بازار سرمایه و متولیان آن هم با تغییری کلی روبرو شود. اما تغییرات تنها در حوزه قوانین صورت نگرفت و در همان روزها عبده تبریزی نیز ساختمان بورس را ترک کرد و جایگاه خود را به یک دانش آموخته داخلی از دانشگاه تهران یعنی دکتر صالحی سپرد تا سکان دار سازمان جدید اوراق بهادار کشور باشد.

 

بودجه 85

بودجه سال آینده با اما و اگرهای فراوان به تصویب رسید. دولت که با انتظار موافقت مجلس بسیار دست و دلوازانه منابع مالی خود را تعریف کرده بود با مقاومت پیش بینی نشده نمایندگان مجلس روبرو شد و نزدیک بر 5 میلیارد دلار از منابع خود را در مجلس از دست داد. گرچه دولت بر افزایش بی سابقه در بودجه های عمرانی تاکید       می کرد، مخالفان بر تورم زایی بودجه و عدم کشش برخی از صنایع زیر بنایی در حمایت از پروژه های عمرانی تاکید داشتند . همچنین با بودجه ارائه شده پیش بینی نرخ تورم در سال آینده از 20 تا 25 درصد و حتی گاها تا 30 درصد نیز صورت گرفت. این در حالی است که در شرایط فعلی برای مثال صنعت سیمان کشور قادر با پاسخ گویی مناسب و تعادل بخشی با نیازهای فعلی کشور هم نمی باشد

 

تورم > یارانه > کسری بودجه > استقراض > تورم

اگر تورم پیش بینی شده 20تا 25 % در سال آینده رخ دهد دولت با توجه با شعار های مطرح شده مجبور خواهد شد تا در جهت حمایت از مصرف کنندگان یارانه بیشتری بپردازد. یارانه بیشتر نیز افزایش هزینه های دولت و به دنبال آن کسری بودجه را به دنبال خواهد شد و بدین ترتیب بار دیگر دولت را به برداشت از حساب ذخیره ارزی و یا استقراض وادار خواهد کرد که در این صورت بار دیگر رشد تورم را به دنبال خواهد داشت. مطمئنا حتی اگر دولت در یک یا دو سال بتواند قیمتها را کنترل کند تنها هزینه تورم را به سالهای آینده و دوره های بعدی انتقال داده است.

 

مرگ آقای مدیریت

پیتر دراکر در سن 95 سالگی درگذشت . دراکر یکی از بزرگترین نظریه پردازان در عرصه مدیریت بود که نظران و دیدگاههای او باعث موفقیت شرکتهای بزرگی چون اینتل گردید. دراکر نظریه مدیریت بر مبنای هدف (MBO) بنا نهاد و رهیافتهای جدیدی را در عرصه بازاریابی به اقتصاد جهان عرضه کرد.

 

کم مصرفها برنده اند

مزیت نسبی مصرف پایین سوخت در خودروهای ژاپنی با بالا رفتن قیمت سوخت در ایالات متحده به دنبال افزایش جهانی بهای نفت، کم کم به یک مزیت مطلق برای این شرکتها تبدیل شد و باعث گردید تا خودروسازان بزرگی چون جنرال موتورز(GM) بیش از هر زمانی از سوی رقبای ژاپنی خود چون تویوتا تحت فشار قرار گیرند. در این سال تنها خودروساز ملی انگلیس یعنی ام جی رور (ROVER  M G  ) نیز ورشکست شد .

 

نفت و طلا به پیش راندند

در سالی که گذشت طلا بیش از هر زمانی گران شد. نفت نیز دست کمی از رقیب خود نداشت و حتی رکوردهای تاریخی نیز در برخی مقاطع به جای گذارد . قراردادهای نفتی داخلی با تغییر دولت با چالش روبرو شدند و تقریبا هیچ قرار داد نفتی جدیدی با شرکتهای اروپایی امضا نشد. قرار داد 100 میلیارد دلاری انرژی ایران با چین نهایی شد و ژاپنی ها علی رغم اینکه در پرونده هسته ای ایران بر علیه ایران موضع گرفتند در میدان آزادگان ماندند تا همچنان بازدیدکنندگاه از مناطق جنگی در مناطق چون طلائیه شاهد حضور آنها باشند. مذاکرات خط لوله گاز شبه قاره نیز کماکان ادامه دارد اما اگر روزی خبر انصراف هندیها را از این پروژه شنیدید اصلا تعجب نکنید. روسها برخی دولتهای مشترک المنافع را در میانه زمستان با قطع گاز تنبیه و اروپاییها را به ساخت خط لوله گاز ایران به اروپا راغبتر کردند.

 

شاخصهای کلان

تولید ناخالص ملی ایران به قریب 200 ملیارد دلار رسید . آمریکاییها بزرگترین عدم توازن در تراز تجاری خود را یعنی 800 ملیارد دلار تجربه کردند. عبور آلمانیها از سقف قانونی 3% کسری از کل بودجه فریاد اتحادیه اروپا را بلند کرد. نروژ درآمد سرانه خود را به رقم رویایی 70000 دلار نزدیک کرد. عربستان 170 میلیارد دلار نفت فروخت. چین بالاترین رشد اقتصادی را در سراسر جهان به خود اختصاص داد . بورسهای کشور های عربی حباب ترکاندند . جنگ تجاری اروپا با چین و اروپا با امریکا ادامه یافت.

 

سازمانهای و رویداد های بین المللی

  کشور های صنعتی ( G8 )در سالی که گذشت چندین بار با هدف کاهش بار سنگین بدهی های کشور های فقیر عمدتا آفریقایی گرد هم آمدند و البته هر بار بیشتر وعده دادند و کمتر عمل کردند. پل ولفوویتز به عنوان یکی از مهمترین حامیان جنگ عراق  ریاست بانک جهانی را در میان اعتراض همگان در دست گرفت. این در حالی بود که بولتون دیگر دوست او هم در حالی که به گفته خودش چندان اعتقادی به نقش بین المللی سازمان ملل متحد نداشت نمایندگی امریکا را در این نهاد بین المللی بر عهده گرفت. ژاپنی ها در این سال بیش از هر زمان دیگری به واسطه کمبود نقدینگی در اقتصادشان و تورم منفی ( بالعکس اقتصاد ایران) زحمت دیدند و فشار آمریکا بر چین برای شناور کردن نرخ یوان نیز به جایی نرسید. منسوجات ارزان قیمت چینی بازار پوشاک اروپا را بیش از هر زمانی تهدید کردند و حتی کمسیون اروپا را به تهدید به تحریم واردات از چنین و افزایش تعرفه ها وا داشتند. شرکتهای فعال در زمینه IT همچون سالهای قبل به عنوان یکی از جذابترین و موفقترین صنایع رشد خود را ادامه دادند و همچنان خود را به عنوان یکی از موفقترین زمینه های تجارت در جهان معرفی کردند.صنعت لبنیات دانمارک نیز به واسطه تحریمهای صورت گرفته از سوی کشور های اسلامی لطمات فراوانی دید.

 

سال آینده:

سال آینده علی الخصوص برای اقتصاد ایران سالی پیش بینی ناپذیر است. کارشناسان معتقدند در صورت اعمال تحریم شورای امنیت بر ضد ایران رشد اقتصادی تقریبا 5/5 % سال جاری کشور بسیار کاهش خواهد یافت. البته میزان تاثیرات این تحریمها ارتباط مستقیمی با نوع و شیوه اعمال آنها خواهد داشت. میزان دارآمدهای نفتی ایران بنا بر پیشبینی ها به مرز 50 میلیارد  دلار ( با حفظ شرایط حاکم فعلی بر قیمتها) نزدیک خواهد شد. به واسطه سیاستهای اقتصادی دولت بدون تردید نرخ تورم بالاتری را در سال آینده تجربه خواهیم کرد اما به نظر می رسد که شاهد کاهش نرخ بیکاری در سال آینده باشیم. روند سرمایه گذاری خارجی در اقتصاد ایران جهش چشمگیری را تجربه نخواهد کرد و صادرات غیر نفتی نیز نرخ رشد فعلی را ادامه خواهد داد. تولید نفت در سال آینده رشد زیادی نخواهد داشت . از سوی دیگر به دلیل افزایش تقاضا ( بواسطه سیاستهای عمرانی دولت برای فولاد و سیمان و جذابیت بازار های همسایه ( عراق و افغانستان و حتی عربستان) بخصوص برای سیمان شرایط مناسبی بر بازار این محصول حاکم نخواهد بود و احتمالا دولت مجبور به واردات خواهد شد. از سوی دیگر مصرف بنزین نیز رشد فزاینده خود را در سال آینده کماکان حفظ خواهد کرد.

  در بعد بین الملل بازار جهانی نفت نیز تحت تاثیر افزایش تقاضا و همچنین فشار های سیاسی و بحرانهای زیست محیطی و آب و هوایی با توجه به گرمتر شدن دمای کره زمین، همچنان قیمتهای بالا و نوسانات گوناگون را تجربه خواهد کرد . بدین ترتیب به نظر نمی رسد که قیمت جهانی نفت در سال آینده از قیمت 40 دلار برای هر بشکه مقادیر کمتری را تجربه کند. کشور هایی چون چین و هند رشد اقتصادی بالایی را تجربه خواهند کرد . صنعت توریسم در سال آینده در صورت روی ندادن وقایع بین المللی در بیشتر بخشهای جهان رشد مناسبی خواهد داشت. ایدز و آنفولانزای مرغی نیز کماکان به عنوان دو چالش اصلی و درمان ناپذیر برای سلامتی بشر مطرح خواهند بود. اقتصاد بیشتر کشور ها به سمت خصوصی سازی و کاهش تصدی دولت پیش خواهن رفت و کماکان نسخه های صندق بین المللی پول و بانک جهانی مورد استفاده بیشتر کشور ها قرار خواهند گرفت. به هر حال بازرهای ارز و طلا سال آینده جذابیت خاصی برای سرمایه داران سرمایه به دوش به خصوص اعراب نوکیسه خواهد داشت.

 

سال خوشی را برای تمامی شما دوستان گرامی آرزومندم.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  | 

  به نام خدا

 

  شاید نا بجا نباشد که ادعا کنیم که این روزها ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود قرار دارد . در طول تاریخ پر فراز و نشیب این کشور رویداد های چالش برانگیز فراوانی روی داده است که هر کدام از آنها تاثیرات طولانی مدت و ماندگاری را بر تمامی ابعاد جامعه ایرانی در پی داشته اند. از حمله کورش کبیر به بابل و مصر و تشکیل بزرگترین امپراطوری ایران ار نظر پهنه سرزمینی در طول تاریخ گرفته تا حمله مغول و نابودی بخش عمده ای از میراث علمی و فرهنگی و اجتماعی تمدن ایرانی و اسلامی در طول قرنها که حتی بنا به ادعای برخی از مورخان خاموشی تمدن اسلامی را در پی داشت و بسیاری حوادث کوچک و بزرگ دیگر،  همه و همه از جمله رویداد هایی هستند که در تاریخ ایران به وقوع پیوسته اند  و به دنبال تمام این حوادث تلخ و شیرین آنچه برای ما باقی مانده است تنها      خاطراتی شیرین از موفقیتها و یا ذهنیتی تلخ و حتی زخمهایی جانکاه که پیامد و  حاصل تجربیات ماندگار از  این رویداد های تلخ است. بدون تردید سخنی بس گذاف خواهد بود اگر ادعا کنیم که بواسطه بعد زمانی و تاریخی میان ما و آن حوادث تاثیرات و تبعات آن رویدادهای در سطح کلان بر زندگی امروز جامعه ایرانی هیچ تاثیری ندارد و در سوی دیگر نا بجا نخواهد بود اگر ادعا کنیم که تصمیمات کنونی ما نیز در این زمانه تاثیرات ماندگاری در سرنوشت آینده کشور و ملت ایران نخواهد داشت.

  اما فصل مشترک تمام رویدادهای تاریخی این است که در بیشتر موارد به هر حال تصمیمی از سوی فرد یا گروهی اخذ شده است که این تصمیم عواقب بعدی را در پی داشته است. و این فرصت طلایی برای ما آیندگان آن پیشینیان است که با بررسی و دقت مناسب ،دلایل و شرایط پیرامونی تصمیم گیرندگان در طی آن حوادث و رویدادها را در آن مقاطع زمانی بررسی کنیم و با شناخت نقاط ضعف و قوت پیشنیان از آن یافته ها در آینده خود بهره گیریم. بی دلیل نیست که حتی بزرگان دینی ما و شخصیتی چون حضرت علی (ع) هم بر مطالعه تاریخ و درس گرفتن از آن تاکید فراوان داشته اند.

  تقریبا می توان ادعا کرد که در گذشته همیشه یک قدرت برتر، یک تصمیم نادرست ، محاسبات ناصحیح، تصمیم گیران بی اراده و یا جدا و بی اطلاع بودن تصمیم گیرندگان حکومتی از جامعه از جمله مهمترین دلایل مشکلات و شکستهای رخ داده در تاریخ ایران می باشند و در متقابل، عکس همین عوامل هم می توانند علت و سبب بخش اعظمی از موفقیتها و پیروزیها باشند . اینکه این تفکر ناصحیح به ذهن ما خطور کند که صرفا فاصله تاریخی و زمانی رشد عقلانی و تجربی را برای ما به دنبال داشته است تفکری گول زننده و بسیار مخرب است و شاید بتوان ادعا کرد که بیش از 90 % مردم از تجربیات تاریخی بیش صد سال قبل آگاه نبوده و شمار بیشتری از آنها حتی از آن بهره    نمی برند ( ذکر این نکته ضروری است که اطلاع از تاریخ با استفاده از تجربیات تاریخی تفاوت دارد). از سوی دیگر پیشرفتهای تکنولوژیکی و فرهنگی اخیر را نباید به هیچ وجه به منزله پیشرفتهای اجتماعی محض هم قلمداد کرد. برای مثال چون ما 1400 سال از بعد تاریخی و زمانی از یزدگرد سوم  جلوتریم نباید اینگونه تصور کنیم که قادریم در شرایطی با ویژگیهایی مشابه زمانی که او زندگی می کرده است و بدون استفاده از تجربیات قبلی تصمیم بهتری از او اتخاذ  می کنیم.

  اما اکنون ما در زمان حال زندگی می کنیم و راه حلها و پیشنهادات و تصمیمات ما هم در ابتدا عامل موفقیت و یا شکست ما در زمانه فعلی خواهند بود . کشورایران بار دیگر و به دنبال روی دادن بسیاری از اتفاقات که انصافا کنترل بسیاری از آنها از دست ما خارج بوده است با یک چالش تاریخی به نام بحران پرونده هسته ای روبرو شده است. چالشی که نتایج حاصل از آن می تواند تاثیرات عظیم و ماندگاری در تاریخ ایران بر جای گذارد.[1]

  در زمینه پرونده هسته ای ایران و تصمیماتی که پیرامون آن تا کنون اتخاذ شده است این نکته حائز اهمیت است که تا کنون تلاش شده است تا در تصمیمات اخذ شده حداکثر خرد جمعی به کار گرفته شود اما نباید از این نکته غافل شد که در بحث چالشهای پیش روی در تصمیم گیری جمعی در یک گروه یا جامعه دو گزینه ممکن است روی دهد اول همرنگ جماعت شده و دوم از گروه بریدن .  تحقیقات صورت گرفته در این زمینه را که در حوزه مدیریت زیاد به آن استناد می شود را می توان با اندک تغییراتی در سطح کلان و علوم دیگر چون علوم سیاسی نیز مدلسازی کرده و بواسطه آنها بسیاری رفتار ها را توجیه کرد. همانگونه که گفته شد اگر چه در بحث پرونده هسته ای خرد جمعی به عنوان نماینده اکثریت در جامعه شرکت داشته است اما باید به این نکته توجه داشت که در بهترین شرایط هم هیچ گروه یا جمعی نمی تواند ادعای اخذ بهترین تصمیم را داشته باشد . اما این نکته ای غیر قابل انکار است که در جمع راه حلهای گوناگون ارائه می شود در صورتی که نمی توان ادعا کرد بهترین راه حل انتخاب می شود و این نکته ای است که علل بروز آن در بالا ذکر شد.

  بطور کلی در زمینه پرونده هسته ای ایران دو محور و مسیر اصلی پیش روی جامعه ایران قرار دارد .

اول : رویکرد مقاومت : در این رویداد فشار های وارد شده بر ایران زورگویانه تلقی می شود . در این تفکر اینگونه قلمداد می شود که کشورهای قدرتمند قصد دارند به دلایل گوناگون از جمله مبارزه با ایران و انحصاری کردن تکنولوژی هسته ای و یا زمینه سازیهای اسرائیل ایران را از تکنولوژی هسته ای محروم کنند و بدین ترتیب وظیفه هر ایرانی است که با پایداری در برابر فشار های کشور های غربی از حقوق خود به هر قیمت پاسداری کند . در این تفکر اینگونه فرض می شود که به دلیل تعارضات بنیادی غرب با ایران در صورت عقب نشینی در این مرحله در جبهه ها و موضوعات دیگری به کشور فشار وارد خواهد آمد.

دوم:  رویکرد  مذاکره : در این رویکرد گرچه تا حدودی همسانی و شباهتی فراوانی  با رویکرد اول در زمینه دلایل و زمینه های روبرو شدن ایران با این بحران  وجود دارد اما موافقان این دیدگاه معتقدند که باید بنا به اصل اساسی  تحلیل هزینه – منفعت باید با سنجش هزینه های ناشی از دستابی به این تکنولوژی و منفعتهای حاصل از آن اعمال تصمیم نمود. آنها معتقدند که انرژی هسته ای و مافع حاصل از آن ارزشی به مراتب کمتر را نسبت به خسارات ناشی از تحریمها یا احتمالا حملات نظامی برای کشور در پی دارد و بدین ترتیب عقلانی است که بر نامه های هسته ای در برابر گرفتن منافع اقتصادی تا زمانی مناسب برای پی گیری دوباره  آن تعلیق شود

  اگر مطلب قبلی همین وبلاگ را د زمینه شیوه های تصمیم گیری خوانده باشید که طی آن تصمیم گیری با دو شیوه منطقی و شهودی تقسیم شده بود می توان اینگونه ادعا کرد که تصمیم اخذ شده از سوی موافقان ایده اول شهودی ( احساسی) و ایده دوم عقلانی است. در نوشته قبل بدین نکته اذعان کردیم که به واقع نمی توان هیچ یک از شیوه های ذکر شده را مطلقا مناسب تشخیص داد. بدین معنی که اساسا هم شیوه عقلانی و هم شیوه شهودی ( احساسی) هر کدام می توانند در شرایط مناسب مثمر ثمر باشند.

 به نظر نویسنده کلید حل تعارضات موجود در این زمینه در همان عبارت کلیدی شرایط مناسب نهفته است.

  با بررسی شرایط در هر زمان و سنجش منابع و موقعیتها و چالشها است که می توان تصمیم مناسب را اتخاذ کرد و البته این تصمیم می تواند به صورت شهودی یا خردمندانه اتخاذ شود. زمانی که کشور به منابع و فرصتها و روابط مستحکم و ابزار های مناسب مجهز باشد می تواند با قدرت مانور بیشتر و حتی با عدم توجه به بحثی چون هزینه – منفعت به اتخاذ تصمیم بپردازد . در چنین شرایطی کشور می تواند تا حد امکان بر افکار و عقاید خود پایفشاری کند ، چون توانایی پرداخت هزینه های آن را دارد.

  از سوی دیگر زمانی که اجماعی فراگیر در برابر کشور صورت گیرد و ابزار ها و اهرمهای اعمال فشار مناسب و یا شرکا و متحدانی که بتوان بر آنها تکیه کرد و یا بر روی آنها حساب باز کرد وجود نداشته باشد مطمئنا باید با خردمندی بیشتر و سنجش موارد و گزینه های بیشتر و جزئی تر و با اصطلاح روشنتر به شیوه ای بهینه تر به اتخاذ تصمیم پرداخت.

  بدین ترتیب آنچه در این میان اهمیت فراوانی پیدا می کند دقت مناسب و سنجش صحیح شرایط برای اتخاذ شیوه مناسب در زمان برخورد با مساله است که البته در شیوه خردمندانه تصمیم گیری از آن با عنوان ارزیابی مساله و در مراحل بعدی ارائه راه حلها و ارزیابی راه حلها نام برده می شود.

  آنچه امروزه بیش از هر چیز در صحنه بین الملل خودنمایی می کند پیوستگی و ارتباط هر چه بیشتر مسائل با یکدیگر است. بدین ترتیب که جنبه ها و ابعادی از تصمیمات کلان کشور ها که شاید در گذشته هیچ تاثیر محسوسی در سطح معادلات بین الملل نداشتند ، امروزه مطرحند و بدین ترتیب مبحث تصمیم گیری در عرصه بین الملل را با چالشهای نوینی روبرو می کنند.

  در گذشته و در طول تاریخ هماره کشور ها به دو دسته قدرتمند و ضعیف تقسیم می شدند و البته همیشه حکومتهای ضعیف از سوی حکومتهای قدرتمند مورد تهاجم قرار گرفته و نابود می شدند . اما امروزه واقعیت آن است که این معادله دو سویه قدرتمند و ضعیف به یک طیف گسترده تبدیل شده است که البته گزینه های فراوانی را نیز برای تصمیم گیری بهتر فرا روی تصمیم گیران در عرصه بین الملل قرار داده است.



[1] - ذکر این نکته ضروری است که من به هیچ وجه قصد نقد تصمیمات اخذ شده را توسط تصمیم گیرندگان ندارم  و در ادامه قصد بر این است به جای نقد تصمیم آن هم در شرایطی چنین حساس به بررسی شیوه اتخاذ تصمیم در زمینه این پرونده به خصوص تا حد دانش و اطلاع خود بپردازم.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  | 

سلام

 

در تقسیم شیوه های تصمیم گیری از یک دیدگاه آن را به دو شیوه بخردانه (عقلانی) و شهودی تقسیم   می کنند.

 

   شیوه بخردانه:

  در شیوه بخردانه با تقسیم مراحل گوناگون تصمیم گیری به سطوح گوناگون و تابع هم سعی        می شود تا با رعایت یک قاعده یا فلوچارت مشخص در زمان روبرویی با مشکلات در مورد راه حلهای گوناگون تصمیم گیری شود.

مراحل الگوی تصمیم گیری بخردانه عبارتند از:[1]

1- روشن بودن مساله

2- شناخت راه حلها

3- مشخص بودن اولویتها

4- ثبات اولویت  

5- نداشتن محدودیت زمانی یا هزینه

6- بالاترین بازده

  

   شیوه شهودی:

  در شیوه تصمیم گیری شهودی مدیر بیش از آنکه به الگوی علمی و از پیش مشخص اتکا کند بر احساس و درک و برداشت خود از محیط اطراف و همچنین تجربه های قبلی استناد کرده و به اتخاذ تصمیم می پردازد.

 اینکه کدامیک از شیوه های ذکر شده بهتر است و نتایج قابل قبول تری دارد نکته ای است که تا به حال اظهار نظر واضح و صریحی در مورد آن یا تحقیق و پژوهش معتبری ارائه نشده است، به گونه ای که حتی برخی از کارشناسان انتخاب هر یک از الگو های زیر را اقتضایی دانسته و بسته به شرایط گوناگون و یا حتی تواما توصیه می کنند [2]. اما موضوع مهم و اساسی که به نظر می رسد قابل طرح باشد میزان تاثیر متغیری به نام فرهنگ یا جامعه بر تصمیم گیری و انتخاب یکی از دو شیوه قبلی در آن جامعه می باشد.

  به نظر می رسد شیوه تصمیم گیری غالب در هر جامعه به شدت تحت تاثیر رفتار ها عادتها و حتی انتظارات موجود در آن جامعه می باشد. بدین ترتیب که در جوامعی که جنبه عقلانی امور و دید انتزاعی نسبت به مسائل در سطح بالایی قرار دارد مدیران سعی در اتخاذ تصمیم با استفاده از الگوهای عقلانی و بخردانه می کنند. از سوی دیگر در جوامعی که امور بیشتر بر مبنای احساس و درک شهودی استوار است تصمیمات بیشتر بر مدار احساسات و تجربه و حتی گاها برخاسته از موارد مشابه و تجربیات قبلی، گرفته می شود.

   حال سوال اینست که مدیران به طور کلی افراد جامعه ایرانی با تکیه بر کدامیک از شیوه هایی که بیش از این به آنها اشاره شد تصمیم خود را اتخاذ می کنند؟ و انتخاب هر یک از این شیوه ها بر چه بنیانها و اصول فرهنگی و اجتماعی در جامعه استوار است ؟

  جواب دقیق و صریح به چنین سوالی نیازمند تحقیق و پژوهش دقیق در بخشهای مختلفی از جامعه است تا بتوان اظهار نظر صریح و دقیقی در این زمینه ابراز کرد اما می توان با تکیه بر برخی از ویژگیها و پیشینه های فرهنگی در جامعه، رفتار ها و برخوردها و هنجار ها و حتی حوادث تاریخی به اظهار نظر کلی در این زمینه پرداخت.

  جامعه ایرانی در 1000 سال اخیر با تغییرات و تحولات گسترده ای در بطن خود روبرو بوده است . چنین فضای نا آرام و به تبع آن نامطمئنی همواره به عنوان متغییری تاثیر گذار در تمامی معادلات و فرهنگی و اجتماعی جامعه خود نمایی کرده است و تاثیر خود را گذارده است. قیامها و انقلابها و شورشها ، شکستها و پیروزیهای اندک و از سوی دیگر ضعف عمومی حاکمان و از سوی دیگر در مقاطعی تسلط برداشت صوفی گرایانه و عارفانه صرف از مذهب و نادیده گرفتن ابعاد عقلانی آن در بیشر زمانها در این بعد تاریخی و همچنین عدم رشد پایدار و همزمان سطح دیدگاه و فرهنگ مردم و جامعه، همه و همه دست به دست هم داده اند تا یک فضای احساسی ، هیجانی و از سوی دیگر نامطمئن بر جامعه سایه افکند. از سوی دیگر نبود اندیشمندان تاثیر گذار در 4  یا 5  قرن اخیر در جامعه ایرانی باعث ایجاد خلاء ناشی از نبود یک یا چند تفکر و اندیشه فلسفی یا اجتماعی مشخص به عنوان بستر نوزایی و تولید اندیشه شده است و بدین ترتیب نیازها یا بی پاسخ مانده است و یا با اندیشه و تفکرات وارداتی آن هم با صورت ناقص و درک نا کامل حاصل از خودباختگی جواب داده شده است که حتی گاها باعث انحرافات گوناگون هم در سطح جامعه شده است.

 

  با مروری بر آنچه گذشت یک نتیجه کلی می توان گرفت:

  در جامعه ایرانی فرصت برای اشتباه وجود ندارد. از سوی دیگر عقلانیت به عنوان زاییده آرامش و فضای آرام فکری و اجتماعی با قصه های یاد شده جایگاه چندان مناسبی ندارد و همچنین به دلیل ترس از آبنده مبهم میل به موفقیت در زمان حال افزایش می یابد . به طور  کلی مجموع تمامی این موارد باعث آن می شود که شیوه تصمیم گیری احساسی و شهودی در جامعه ایرانی طرفدار بیشتری داشته باشد. بدین ترتیب نباید انتظار داشت که در ایران شاهد شکل گیری و مهم تر از آن اجرای بر نامه های مدون میان مدت و بلند مدت که عموما پایه و بنیانی عقلایی دارند بود. تصمیمات شهودی عموما در شرایط یکباره و تصادفی کارایی دارند و بدین ترتیب نمی توانند با تصمیمات و امور کلان و بلند مدت چندان سنخیتی داشته باشند. بدین ترتیب شاید بتوان یکی از دلایل شکست برنامه ریزیهای کلان بلند مدت و یا حداقل اجرای ناقص آنها را زیر ساختهای فکری شهودی و غیر عقلانی دانست که گاها با تحولات سیاسی و اجتماعی تشدید می شوند.

 



[1] - استیفن رابینز- ترجمه پارسائیان و اعرابی

[2] - همان منبع

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  | 

 

  به نام خدا

  بحثی خارج از موضوع!

 

  حادثه عظیم تخریب حرم امام هادی و امام حسن عسگری واقعیتی است که جز یکبار در قرن دوم هجری و در زمان خلافت متوکل عباسی در مورد مزار امام[1] حسین (ع) در تاریخ سیاسی شیعه          بی سابقه بوده است. حتی در پر آشوبترین بر هه های زمانی در تاریخ عراق نیز هیچ گروه یا دسته ای این اجازه را به خود نداد تا آسیبی به این اماکن متبرکه وارد شود. اما در کنار اهمیت تخریب این اماکن مقدس مطمئنا تبعات ناشی از این رویداد در درون جغرافیای سیاسی جهان اسلام نیز قابل بررسی است . در مقام مقایسه می توان تاثیرات و ابعاد این حادثه را در جوامع اسلامی با حادثه ای چون 11 سپتامبر در آمریکا و تاثیرات و تبعات آن مقایسه کرد . دلبستگی عاطفی بیشتر شیعیان با برخی از ائمه و از سوی دیگر نوع مبارزه و شیوه مخالفت ائمه عسگریین  و حتی امام محمد تقی (ع) که بیشتر جنبه و حالت تقیه داشته و از مبارزه بیرونی به مبارزه درونی و آماده سازی غیبت امام مهدی (ع) تغییر جهت داده است در مقابل مبارزات علنی و آشکار امام علی(ع) یا امام حسین(ع) و حتی امام رضا (ع) باعث ناشناخته ماندن جایگاه و موقعیت این سه امام گرامی شده است. البته نکته جالب توجه اینجاست که شرایط آن زمان شیعه با اندک تفاوتهایی شباهت فراوان با موقعیت کنونی داشته است و بدین ترتیب الگو برداری از شیوه مبارزه این سه امام معصوم که شیوه مبارزه فیزیکی و بیرونی را به مبارزه سیاسی و فرهنگی تغییر داده بوده اند به عنوان روشی تاثیر گذار و مهم در شرایط کنونی به حساب می آید. در شرایط فعلی جهان اسلام و به خصوص شیعیان بیش از هر چیز نیازمند ارائه چهره واقعی از خود به جهان فراتر از دریچه شبکه هایی چون BBC و  CNN و حتی الجزیره می باشند. همیشه و در همه حال تقویت درونی و از سوی دیگر تلاش در جهت روشنگری و شناسایی بهتربن ابزار در دست گروههای اقلیت در تمامی جوامع بوده است.

   اقدام مناسب مراجع دینی در کنترل احساسات مردم و جلوگیری از به وجود آمدن هیجانات غیر سازنده در درون جامعه به خصوص در خط تماس اقلیت شیعه و اکثریت سنی نشان از رشد عقلانیت به عنوان یکی از مهمترین ابزار ها و روشهای شناختی در مذهب شیعه می باشد و نشان از آگاهی و ارتباط مناسب مراجع دینی با وقایع روز دارد.

  به نظر می رسد که در شرایط فعلی نیاز به مدیریت بحران و جلوگیری از ایجاد تنش باعث عبور کم هزینه تر از این رویداد خواهد بود. حادثه ای که روز چهارشنبه در سامرا روی داد را می توان در رده حوادث بزرگ تاریخ شیعه قرار داد. اما طبیعتا ما به دلیل همزمانی با این حادثه در شرایط فعلی قادر به درک جوانب و تاثیرات ماندگار آن نخواهیم بود . زمان لازم است تا جنبه های گوناگون این رویداد بر جامعه شیعه و حتی جامعه مسلمانان و نحوه ارتباط آن به جغرافیای سیاسی غرب مشخص شود .

   به هر روی ابر دیگر این حادثه را به تمامی شیعیان راستین و تمامی کسانی که به گونه ای راستین به اعتقادات و اندیشه های دیگران احترام می گذارند تسلیت می گویم.

 



1- داوود میرباقری (البته اگر اسمشان را درست گفته باشم) در سریال تلویزیونی مسافر ری پیرامون زندگی حضرت عبدالعظیم حسنی که برای دومین بار چندی پیش از شبکه 1 بخش شد به نحوی جالب و گیرا این حادثه تاریخی را روایت کرده است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  | 

به نام خدا 

 

 این قضیه خصوصی سازی ( که البته من بهتر می دانم آن را واگذاری حق مردم به خود مردم تلقی کنیم) در ایران واقعا به یک طنز تلخ تبدیل شده است. یک روز زمانی چندین سال پیش یادم می آید که از رئیس سازمان ایرانگردی و جهانگردی قدیم پرسیده اند که نظر شما در مورد ایجاد زمینه ورود جهانگردان به کشور چیست و این مقام محترم هم نامردی نکرده بودند و اصل کلام را فرمودند که من اساسا به قضیه توریسم و جهانگردی اعتقاد ندارم. حال ربط این اظهار نظر صاف و صادق با خصوصی سازی در کشور چیست؟

   خدمتتان عرض می کنم. ارتباط اینست که اگر بسیاری از مسئولین کلان کشور علنا اعلان کنند که قلبا میانه خوبی با این راهبرد کلان ندارند حداقل تکلیف همه چیز و همه کس را روشن می کنند.

  در این شرایط حداقل اینکه خیلیها دیگر تصمیم به خیلیها کارها نمی گیرند و سرانجام ورشکستگیهای آنچنانی از طرف دیگر قضیه بیرون نخواهد زد. شاید خیلی بی ربط باشد اما ما باید به یک واقعیت توجه کنیم به نام اخلاق دولت ( (government ethics. ببینید برای پذیرش هر موضوع جدیدی باید فرهنگ و اخلاق قضیه هم بوجود آید. حتی اگر بر فرض محال روند خصوصی سازی در ایران روزی به سرانجام برسد که تاریخ دقیق آن بنا به گفته امروز یکی از مسئولین با روند فعلی 210 سال دیگر خواهد بود آنگاه به نکته دیگری برخورد خواهیم کرد و آن هم طریقه برخورد دولت به عنوان منبع قدرت با بخش خصوصی است و این دقیقا همان چیزی است که مشخص نبودنش در آینده بر رویداد ها و حتی تحولات همین امروز هم تاثیر خود را می گذارد.

  مثالی بروز خدمتتان عرض می کنم . یکی از مسئولان محترم وزارت ICT  امروز اعلام کرد که تا بهبود کیفیت تماس در شبکه تلفن اعتباری از فروش سیم کارتهای جدید توسط این شرکت جلوگیری        می شود. البته نفس این قضیه که همان اهمیت دولت برای حقوق شهروندان می باشد خیلی نکته مثبتی است اما اگر کمی دقت کنیم یک تناقض آشکار هم به وجود می آید و آن هم اینکه آیا خود وزارت ICT به عنوان متولی دولتی ارتباطات سیار در داخل کشور برای شهروندان و حقوق آنها احترامی قائل می شود که تعرفه بالا همراه با حق اشتراک بالا از مردم دریافت می کند و  سپس یک خط با         پایین ترین کیفیت به مشتری واگذار می کند . آیا خود شرکت ارتباطات سیار مشکلات خطوط تلفن همراه کشور را نه کاملا حل که به حداقل قابل قبولی رسانیده است که اقدام به شیرین کاری دیگر و همان دو برابر کردن ظرفیت شبکه خود با ثبت نامهای جدید می کند.

  از سوی دیگر با روند حاکم بر راه اندازی اپراتور دوم ( که اتفاقا متعلق به بخش خصوصی می باشد) مطمئنا حتی با قیمت پایین سیم کارتهای واگذاری این اپراتور اما تعرفه 20% گرانتر مکالمات آن و زمان لازم جهت توسعه آن در سراسر کشور؛ فرصت چندانی برای این رقیب خصوصی باقی نخواهد ماند.

  اینها همه و همه تنها گوشه ای از نقاط ضعف موجودند . و مثالهای موجود تنها نمونه هایی اندک از واقعیات موجود . تصمیم سازان ما باید اگر قصد رواج خصوصی سازی را دارند نوع و شیوه برخورد با بخش خصوصی در جامعه را نیز پیش خود تمرین کنند. نحوه ایجاد زمینه لازم برای سرمایه را فرا بگیرند. به این واقعیت آگاه شوند که سرمایه و سرمایه گذار پیش از آنکه به سخنرانیهای حماسی توجه کند واقعگرا و در عین حال خیلی محافظه کار است. از سوی دیگر بعد از سرمایه گذاری هم دولت نباید این حق را برای خود قائل شود که به عنوان منشاء قدرت محدودیتهای نابرابر در برابر فعالیتهای این بخش ایجاد کند و به اصطلاح رانت خوار باشد . دولت باید قلبا به این موضوع اعتقاد پیدا کند که تنها با کمک بخش خصوصی می تواند وظایف ذاتی خود را در تمام دور ه ها  به انجام برساند.

  متاسفانه روند خصوصی سازی در ایران در حال حاضر به صحنه نمایشی با بازیگرانی چون دولت شرکتهای ورشکسته اش ، مردمی با جیب خالی و بازار بورسی ورشکسته و در نهایت اتمسفر سیاسی غبار آلود و فضای روانی نا مساعد و در نهایت قشر کوچکی ثروتمند فرصت طلب ؛ تبدیل شده است که تنها باید  نشست و این نمایش مبهم را تماشا کرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  |