تبليغاتX
مدیریت ایرانی

مدیریت ایرانی

نوشته ها و مقالاتی پیرامون دانش مدیریت

 

  مثال موردی : اجرای سیستم هوشمند کنترل مرکزی ترافیک در تهران

 

  آیا تا کنون نامی از سیستم  هوشمند کنترل مرکزی ( scats ) شنیده اید. اگر زمانی که در پشت چراغهای قرمز در یکی از تقاطع های اصلی تهران توقف کرده اید ، بجای لحظه شماری برای هر چه زودتر سبز شدن چراغ قرمز ، به تفاوت زمانبندی چراغهای سبز  در دو سوی تقاطع توجه کنید ، متوجه تفاوت میان زماندهی به مسیر پر ترافیک با مسیر کم ترافیک تر خواهید شد. البته جدای از مباحث تخصصی مربوط به طراحی و نصب چنین سیستمی یا دیگر سیستمهای مشابه  در مکانهای مختلف که در تخصص من هم نمی باشد ، آنچه جالب توجه است زیر ساختهای اطلاعاتی است که باعث شکل گیری چنین سیستمهایی می باشد.

  به طور کلی چراغهای راهنمایی به سه دسته اصلی ساده ( زمان ثابت) ، نیمه هوشمند و هوشمند تقسیم         می شوند. در سیستمهای تمام هوشمند که scats یکی از معروفترین آنها می باشد زمانبندی چراغها با توجه به سنگینی ترافیک در هر مسیر تعیین می شود که تشخیص سنگینی بار بر عهده سنسورهایی می باشد که در کف تقاطع و در عمق مشخصی از مسیر نصب می باشند. این حسگرها در تهران و در تقاطعهای گوناگون در محلهایی با مربعهای تقریبا 50 در 50 سانتیمتری با رنگ زرد مشخص می شوند که شاید شما تا کنون به آنها توجه نکرده باشید. این در حالی است که کارایی این سیستم در حالی به صورت موفقیت آمیز رقم خواهد خورد که اولا کاربرها ( در اینجا منظور رانندگان می باشد) مطلع باشند که سیستم چگونه عمل می کند و از سوی دیگر نقش خود آنها در عملکرد بهتر سیستم چگونه است.  بدین ترتیب که حداقل یکی از چرخهای اتومبیلها باید در زمان تقاطع حتما بر روی یکی از این مربعهای زرد رنگ قرار گیرد تا سیستم از حضور اتومبیل در مسیر آگاه شود و ماشین مورد نظر در سیستم محاسبه شود . گر چه سیستم scats در تهران با توجه با بررسی الگوههای ترافیکی در شهر های بزرگ دنیا که دارای رفتار های ترافیکی مشابهی با مردم تهران می باشند طراحی شده است ، اما شهروندان تهرانی به عنوان کاربران این سیستم تقریبا اطلاع بسیار اندکی از وظیفه خود در این سیستم دارند.

   مشکل اصلی در این میان همانا به عدم پیشبینی لازم از سوی طراحان و مجریان طرح به لزوم اطلاع رسانی لازم به شهروندان  می باشد . داشتن دیدگاه تکنولوژیک محض  به سیستم و عدم توجه با نقش کاربر در شکل گیری و طراحی و حتی اجرای سیستم یکی از مهمترین دلایل شکست سیستمهای اطلاعاتی در سراسر جهان در سالهای اخیر می باشد. گر چه سیستم در حال فعالیت در شهر تهران که البته در شهر های دیگری چون مشهد نیز شروع با فعالیت نموده است یک سیستم شبیه سازی و باز اجرا شده در تهران می باشد اما لزوم توجه به نقش مردم در موفقیت فعالیت آن واقعیتی است که از سوی مجریان طرح نادیده انگاشته شده است. و بدین ترتیب است که در حالی که بیش از 2 سال از اجرای این پروزه در شهر تهران می گذرد شاهد تغییر مورد انتظار طراحان سیستم در سطح شهر تهران نبوده ایم.

 

برای دانستن بیشتر  در مورد  scatsمی توانید به این دو آدرس سر بزنید!!

http://www.tehransama.ir/NewsDetail.aspx?NewsID=745

http://www.iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?newsitemid=80589

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  | 

 

 سلام

 سال نو مبارک

 

 

   موضوع مهم و قابل توجهی که در دهه اخیر در سازمانها مطرح شده است مدیریت استراتژیک سیستمهای اطلاعاتی (ISSM) نام دارد. با افزایش روز افزون تولید داده در سازمانهای امروزی و از سوی دیگر نیاز فراوان به تصمیم گیری  سریع و مبتنی بر اطلاعات بویژه در فضای متغیر کنونی لزوم استقرار سیستمهای دریافت و فراوری اطلاعات با هدف ارائه اطلاعات روز آمد و از سوی دیگر مفید فایده بیشتر از گذشته احساس می شود. سیستمهای اطلاعاتی در یک تقسیم بندی کلی بدو گروه تقسیم می شوند:

 

·          سیستمهای اطلاعاتی تکنولوژی گرا

·          سیستمهای اطلاعاتی انسان گرا

 

  البته باید به این نکته توجه داشت که صرف تمایل به هر کدام از سیستمهای مزبور به معنی چشم پوشی از عامل دیگر نیست اما واقعیت آن است که در سیستمهای نوع اول تمایل به تمرکز بر مشکل و ارائه راه حلهای فنی برای آن است ، اما در نوع دوم توجه بر حل مشکل اما با تاکید بر انطباق هر چه بیشتر کاربر سیستم به قابلیتهای سیستم طراحی شده می باشد.

  امروزه تمایل فراوانی از سوی طراحان اینگونه سیستمها  و از سوی دیگر ، کارفرماها و سازمانها بر روی سیستمهای انسانگرا یا به اصطلاح نرم صورت می گیرد. دلیل این امر نیز روشن است که همانا موفقیت بیشتر اینگونه سیستمها در سازمانهای میزبان نسبت به هم نوعان گروه اول خود می باشد.

  در ایران در سالیان اخیر و مطئنا در سالهای آینده در حجم بیشتر لزوم استقرار سیستمهای (IS) در سازمانهای دولتی و خصوصی احساس می شود. صرف این نیاز به عنوان یک پدیده میمون می تواند تاثیر به سزایی در گسترش دانش و تکنولوژی استفاده از اینگونه فناوری ها در کشور داشته باشد. اما مطمئنا پایه گذاری صحیح و علمی این دانش در ابتدای کار در کشور می تواند در آینده هزینه اصلاحات و تغییر راهبردها را در عرصه های گوناگون کاهش دهد. مواردی چون  سند چشم انداز ، سیاستهای کلی نظام در حوزه فناوری اطلاعات (IT) و نظام اداری و از سوی دیگر واقعیتهای موجود که بر بروکراسی اداری ایران  سایه افکنده است همچون سطح علمی کارمندان و جنسیت و ملاحظات اجتماعی و سیاسی و حتی جغرافیایی همه همه به همراه میزان فعالیت حوزه های آموزش عالی و بخش خصوصی در این زمینه از جمله حوزه هایی می باشند که قادرند تاثیر به سزایی بر چگونگی به کار گیری و از سوی دیگر میزان موفقیت استقرار و استفاده از (IS) ها در دو حوزه استراتزیک و کلان و خرد و درون سازمانی باشند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صمدی  |