سلام

 

اولين سخن

 

   هميشه  اين سوال براي من مطرح بوده است كه همانطور كه ما داعيه داشتن اقتصاد ايراني ، تكنولوژي ايراني ، فرهنگ ايراني و خيلي چيزهاي ديگر ايراني را داريم مي توانيم ادعا كنيم كه مي توانيم مديريت ايراني را هم داشته باشيم. حداقل اينكه اين حرف و سخن مي تواند يك آرزو باشد و با صرف پذيرفتن چنين واقعيتي به اينجا مي رسيم كه راه تحقق اين آرزو چيست.

  نمي دانم شما به عنوان خواننده اين سخنان چقدر با مديريت آشنا هستيد . حوزه فعاليت اين رشته تا بدانجا گسترده است كه  هر فرد و شخصي اعم از مسئول و غيرر مسئول ، صاحبنظر يا نه غير مطلع مي تواند خود را به عنوان يك صاحب نظر در اين زمينه معرفي كند.اما در جامعه كنوني ما بايد به اين نكته اعتراف كرد كه بسيار از كساني كه مديرت مي كنند مديريت    نمي دانند و بسيار كساني هم كه مديريت مي دانند قادر نيستند حتي يك مدرسه 5 كلاسه را هم مديريت كنند. اگر نگاهي به كتابهاي مديريتي انداخته باشيد در اولين قدم مديريت را علم اداره سازمانها دانسته اند. بعد از چند پاراگراف جزئيات ديگري چون انسان ( كه البته به نظر عده اي اصل است)  و بعد منابع و اهداف را نيز نام مي برند ودر نهايت مي گويند مديريت علم به كار گيري افراد و منابع براي دست يابي به اهداف سازمان است . و اينگونه چگونگي دست يابي به اين هدف بزرگ يعني اداره درست همان سازمان فوق الذكر به داستاني دنباله دار به نام علم مديريت تبديل مي شود كه بيش از يك قرن است كه بسياري از جامعه شناسان و روانشناسان و فلاسفه و حتي مهندسان را به خود مشغول كرده است . بيش از 90 % از علوم و يافته هاي موجود فعلي در زمينه مديريت  حاصل تحقيق و پژوهش است و جنبه استقرايي دارد و بدين لحاظ مديريت در چهارچوب علوم دقيقه به حساب نمي آيد . گرچه در بخشهايي از اين علم كه به آمار و رياضي نزديكتر است  چون پژوهش عملياتي[1](مديرت علمي) همنوايي زيادي ميان اين دوشاخه به ظاهر جدا از هم علوم  ديده مي شود.

  پايه و اساس علم مديريت را عنصري به نام سازمان تشكيل مي دهد كه خود اين عنصر را موجودي به نام انسان شكل مي دهد. اگر نتوان ادعا كرد تمام پايه و اساس به جرات مي توان گفت كه پايه و اساس اصلي سازمان را درزمانه حال و حداقل در قرن حاضر كه در اوايل آن قرار داريم موجودي با نام انسان تشكيل مي دهد . طبع متغير و غير قابل پيش بيني اين موجود به كل علم مديريت رسوخ كرده و باعث آن مي شود كه هميشه و در همه حال منتظر ظهور نظريه ها و تفكرات گوناگوني در زمينه علم مديريت باشيم  . تغييرات محيط خارجي[2]  ،  تغييرات سريع تكنولوژيكي [3] ، تغييرات قانوني[4]، همه و همه نشان از وجود يك بستر پويا و متلاطم در زير بناي اين علم دارد و اينگونه است سخنان مدعيان وجود فرمولها و قوانين ثابت مديريتي را نمي توان به راحتي پذيرفت . حال سوال اينست كه در چنين محيط نا مطمئني چگونه علم مديريت عرض اندام مي كند ؟ كه در پاسخ بايد گفت ارزش و فلسفه وجودي اين علم همان تغيير و به دنبال آن هنر مديريت تغييرات و برخورد با چالشها و رقابت كردن وكارايي[5] بالا در نهايت دستيابي به بيشترين ميزان اثر بخشي[6] است .

 

  معضل و مشكلي كه چند دهه اي است كه نخبگان و صاحبنظران ايراني هميشه و در همه حال با آن دست و پنجه نرم كرده اند مدلسازي و پياده سازي و به طور كلي ميزان كارايي نظريات موجود در علم مديريت در سطوح مختلف كشور است. با گذري اجمالي بر كتابهاي مطرح در زمينه تئوري سازمان به عينه مي توان ديد كه جوامع پايلوت پژوهشها و تحقيقات موجود در آنها در كشورهاي غربي و و به خصوص ايالات متحده آمريكا قرار دارد. اين امر مبين سرمايه گذاري كلان اين كشورها در زمينه تحقيق و پژوهش و همچنين اهميت اين جوامع به نظريه بردازي در حوزه علوم انساني مي باشد كه بي شك تاثير انكار ناپذير و اساسي در پيشرفت كنوني اين جوامع داشته است. همانگونه كه پيش از اين ذكر شد مديريت بر دريايي از تغييرات شناور است كه البته نوع اين تغييرات نيز در جوامع گوناگون متفاوت است  و اينگونه است كه اين سوال اساسي مطرح مي شود كه مدلها و پژوهشهاي صورت گرفته در حوزه هاي گوناگون مرتبط با مديريت و راه حلهاي ارائه شده  را مي توان به عنوان يك قالب تغيير ناپذير جهت پياده سازي در جوامع ديگر كه اتفاقا داراي تفاوتهاي فرهنگي ، سرزميني و انساني ، و جامعه شناختي زيادي با يكديگر مي باشند ، مورد توجه قرار داد . به نظر مي آيد كه تجربه جواب اين سوال ما را به خوبي داده است .

 

اين وبلاگ براي پاسخگويي به اين سوال ايجاد نشده است! زيرا نويسنده پاسخگويي به آن را نه در توان خود مي بيند و نه زمانه فعلي را براي رسيدن به چنين ديدگاهي مناسب . به نظر مي رسد ما ايرانيان كماكان به اين موضوع كه بالاخره نسخه از قبل پيچيده اي توسط ديگران براي مشكلاتمان وجود دارد اعتقاد قلبي داريم و بدين لحاظ  صرف فرصتها و هزينه ها را نيز براي دست يابي به آن منطقي مي دانيم.

  اين صفحه در صورت بقا تلاش خواهد كرد تا در حد توان به صورت تخصصي به علم مديريت و جوانب و ابزار و ديدگاههاي مطرح شده در آن بپردازد و گاه گاهي نيز به جوانبي جهت طرح هرچه بهتر مسئله اصلي مطرح شده كه ما نام آن را مديريت ايراني مي گذاريم ، بپردازد. بدون ترديد طرح هر چه بهتر سوال نقش به سزايي براي يافتن جوابي مناسب براي آن دارد. نقدها و نظرات شما دوستان عزيز راهگشاي نويسنده گان اين صفحه خواهد بود.



[1] - Operation  research

[2] - change External  environment

[3] - Rapid technological change

[4] - Legislative change

[5] - Efficiency

[6] - Effectiveness