تحقيقات ملي و نون شب مردم و آنفو لانزاي مرغي!!!

 

 

   زماني چندين سال پيش در جايي خواندم كه يكي از مسئولين وقت در واكنش به اختصاص بودجه براي يك پروژه تحقيقاتي گفته بود كه پول خرج كردن در اين كار (پروژه تحقيقاتي) مثل آن است كه پول مردم را صرف پژوهش روي سبك غار و غار كردن كلاغ ها كنيم در حالي كه مردم نان ندارند بخورند. شايد آن زمان اگر به آن عزير ياد آوري مي شد كه سهم تحقيقات از توليد ناخالص ملي برخي از كشورها به 4% هم  مي رسد ( در برابر سهم 35 صدم درصدي سهم تحقيقات از GNP در ايران) و برخي كشورها مانند انگليس و استراليا و آمريكا گاها ميليونها دلار پول صرف طرح هاي تحقيقاتي خود در ايستگاههاي قطب جنوب هزاران كيلومتر دورتر از خاك سرزمينيشان مي كنند. در مثالي واضح و ملموستر شايد تا همين دو يا سه ماه پيش هم اين مهم كه پرنده ها چگونه و به كجا و در چه مسيري هر ساله در كره زمين مهاجرت مي كنند اهميت چنداني براي كسي نداشت و نتايج تحقيقات صورت گرفته در آن حوزه هم بيش از يك فيلم مستند يا يك اخبار ساده مجال انعكاس نمي يافت تا اينكه با بروز بحران انتشار ويروس آنفولانزاي مرغي در سطح جهان و شناسايي پرندگان مهاجر به عنوان عاملان انتشار آن و كشورهاي ميزبان آن پرندگان به عنوان قربانيان اصلي اين ويروس ، فهميدن محل خواب و اسكان حتي يك شبه و ميان راهي اين پرندگان در بسياري از كشور ها در حد يك موضوع مرتبط با امنيت ملي و حتي واجب تر از آب و نون مردم مطرح شده است. شايد اگر آن مسئول محترم  لازم   مي شد آن روز در زمينه اين موضوع هم اظهار نظر كنند ، مي گفتند كه در حالي كه بسياري از خا نواده هاي ما شبها سر گرسنه سر بر بالين مي گذارند( كه البته به نظر من موضوع مهمي هم است) چه اهميت دارد كه لك لكهاي روسي شبها در ايران كجا مي خوابند يا درناهاي خاكستري در زمستانهاي خشك كوير ميقان اراك شب را به صبح نمي رسانند.

   سرتان را درد نياورم از همه اين واقعيتها كه بگذريم نبايد از اين واقعيت چشم بپوشيم كه تحقيق و پژوهش در همه زمينه ها يكي اساسي ترين راهها جهت توليد علم و بومي سازي آن مي باشد. و بايد نگاهمان را از اين حوزه تغيير داده و توليد و چاپ پژوهشهاي علمي را تنها وسيله اي براي كسب نمره يا چاپ در مجلات مطرح بين المللي و ارتقاء در هيئت علمي و يا كسب نمره ندانيم و ديدگاهي كاربردي و بهره ورانه به اينگونه فعاليتها داشته باشيم. اين در حالي است كه تحقيق و پژوهش بويژه در حوزه علوم انساني در كشور ما از ضعف بسيار زيادي رنج مي برد.

   نمي دانم شايد يك روز بشريت به توانايي و قابليت حمل بارهاي بسيار سنگين توسط مورچه ها و فهم علت آن نياز پيدا كند گرچه هم اكنون باز هم به نظر  مي رسد كه از ديدگاه خيليها تنها و تنها دغدغه تهيه نون شب مردم اهميت دارد. دو سه روزي بود كه به اين قضيه فكر مي كردم و گفتم شايد جالب باشه با شما هم مطرح كنم.نظر شما چيه؟